تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 642

مساهمون:

ص٦٤٢
اين نام بىشك غلط و صحيح آن « چشمه خليجان » « 1 » است كه در حدود خيوه - آباد « 2 » كنونى قرار داشته . ( 790 )

ص 179 ، سطر 18 : پويان

[ پو يا ن ] ( اسم خاص ) . نام دهكده‌ايست به آن طرف رود اترك و نزديك ابيورد و خيوه‌آباد كنونى و از محال تركمانان يموت و كوكلان . ( از حاشيهء نسخهء خطى « ط » ) .

[ ص 180 ]

( 791 )

ص 180 ، سطر 1 : سفتن

[ س ف ت ن ] ( مصدر ) . سوراخ كردن ، سوراخ شدن ، تراويدن ، تراوش كردن . « 3 » ( از ناظم الاطباء ) . ( 792 )

ص 180 ، سطر 1 : منقبت

[ م ن ق ب ت ] ( مصدر ) « 4 » هنر ، ستودگى ، كارهاى نيك . ( از ناظم الاطباء ) . ( 793 )

ص 180 ، سطر 14 : سيلاخور

[ سى لا خ ر ] ( اسم خاص ) . منطقهء سيلاخور در جنوب غربى بروجرد واقع است به اين حدود : شمال : جاپلق ؛ مشرق : بروجرد ؛ مغرب : خرم‌آباد . - اين منطقه كوهستانى و داراى آب فراوان و مراتع وسيع است . سيلاخور به سيلاخور عليا كه مركزش اشترينان و سيلاخور سفلى كه مركزش چالان چولان است تقسيم مىشود . ( از جغرافياى سياسى كيهان ) . ( 794 )

ص 180 ، سطر 14 : جاپلق

[ جا پ ل ق ] ( اسم خاص ) . ناحيتى است واقع در مشرق سيلاخور كه بواسطه تنگهء ازنا از عراق جدا مىشود . اين ناحيه مركب از چندين دره است كه در بعضى از قسمتها عريض شده و تشكيل دشتهايى مىدهد .
هامش
( 1 ) - لسترنج از « خليج خليجان » در قسمت جنوبى درياچه ارال صحبت مىكند كه محل آن قابل تطبيق با اين موضع نيست . ( 2 ) - نام شهرى است كه نادر در قرب « ابيورد » ساخت . ( 3 ) - اين مصدر به صورت لازم و متعدى استعمال مىشود . ( 4 ) - اين كلمه در عربى مصدر و در فارسى به صورت اسم به كار ميرود .