اين نام بىشك غلط و صحيح آن « چشمه خليجان » « 1 » است كه در حدود خيوه - آباد « 2 » كنونى قرار داشته .
( 790 )
ص 179 ، سطر 18 : پويان
[ پو يا ن ] ( اسم خاص ) . نام دهكدهايست به آن طرف رود اترك و نزديك ابيورد و خيوهآباد كنونى و از محال تركمانان يموت و كوكلان .
( از حاشيهء نسخهء خطى « ط » ) .
[ ص 180 ]
( 791 )
ص 180 ، سطر 1 : سفتن
[ س ف ت ن ] ( مصدر ) . سوراخ كردن ، سوراخ شدن ، تراويدن ، تراوش كردن . « 3 »
( از ناظم الاطباء ) .
( 792 )
ص 180 ، سطر 1 : منقبت
[ م ن ق ب ت ] ( مصدر ) « 4 » هنر ، ستودگى ، كارهاى نيك .
( از ناظم الاطباء ) .
( 793 )
ص 180 ، سطر 14 : سيلاخور
[ سى لا خ ر ] ( اسم خاص ) . منطقهء سيلاخور در جنوب غربى بروجرد واقع است به اين حدود : شمال : جاپلق ؛ مشرق : بروجرد ؛ مغرب : خرمآباد . - اين منطقه كوهستانى و داراى آب فراوان و مراتع وسيع است . سيلاخور به سيلاخور عليا كه مركزش اشترينان و سيلاخور سفلى كه مركزش چالان چولان است تقسيم مىشود .
( از جغرافياى سياسى كيهان ) .
( 794 )
ص 180 ، سطر 14 : جاپلق
[ جا پ ل ق ] ( اسم خاص ) . ناحيتى است واقع در مشرق سيلاخور كه بواسطه تنگهء ازنا از عراق جدا مىشود . اين ناحيه مركب از چندين دره است كه در بعضى از قسمتها عريض شده و تشكيل دشتهايى مىدهد .
هامش
( 1 ) - لسترنج از « خليج خليجان » در قسمت جنوبى درياچه ارال صحبت مىكند كه محل آن قابل تطبيق با اين موضع نيست .
( 2 ) - نام شهرى است كه نادر در قرب « ابيورد » ساخت .
( 3 ) - اين مصدر به صورت لازم و متعدى استعمال مىشود .
( 4 ) - اين كلمه در عربى مصدر و در فارسى به صورت اسم به كار ميرود .