( 780 )
ص 174 ، سطر 11 : ارپاليق
[ ا ر پا لى ق ] ( اسم ) اقطاع . تيول .
( از تاريخچه نادر شاه مينورسكى صفحه 31 ) .
[ ص 175 ]
( 781 )
ص 175 ، سطر 14 : نيوش
[ ن يو ش ] ( اسم فاعل مرخم ) . گوشكننده ، شنونده .
( از ناظم الاطباء ) .
[ ص 176 ]
( 782 )
ص 176 ، سطر 6 : مقاليد « 1 »
[ م قا لى د ] ( جمع ، صيغه منتهى الجموع ) كليدها - گنجينهها . ( از ناظم الاطباء ) .
( 783 )
ص 176 ، سطر 12 : ارس
[ ا ر س ] ( اسم خاص ) . نام روديست در شمال ايران و در مرز بين ايران و شوروى .
به « رودخانهء كر » در اين تعليقات رجوع شود .
[ ص 179 ]
( 784 )
ص 179 ، سطر 7 : قوشخانه
[ قو ش خا ن ] ( اسم خاص ) . نام يكى از دهستانهاى بخش باجگيران شهرستان قوچانست كه از شمال بمرز ايران و شوروى و از جنوب ببخش شيروان و از خاور بدهستان پيچرانلو و از باختر بدهستان گيفان محدود است . اين ناحيه كوهستانى و مركز طوايف زعفرانلو و پيچرانلو در آنجا قرار دارد مركز آن بنام حلوا چشمه معروف است . « 2 »
( از فرهنگ جغرافيايى ايران جلد نهم ) .
( 785 )
ص 179 ، سطر 7 : جرمغان
[ ج ر م غا ن ] ( اسم خاص ) . اين ناحيه همان « گرمخان » است كه مختصاتش درين تعليقه گذشت . « 3 »
( 786 )
ص 179 ، سطر 7 : حاجيلر
[ حا جى ل ر ] ( اسم خاص ) . نام طايفهاى از تركمانست كه در « مينودشت » يا « دشت مينو » استراباد سكنى داشتهاند . « 4 » به خود
هامش
( 1 ) - مفرد آن « مقلاد » است كه اسم آلت مىباشد .
( 2 ) - در بعضى از نسخ اين نام « راز » آمده و مختصات « راز » در اين تعليقات يافت مىشود .
( 3 ) - در بعضى از نسخ « جيفان » آمده كه همان « گيفان » است بمختصات جغرافيايى زير : گيفان نام يكى از دهستانهاى بخش حومه شهرستان بجنورد است كه از 16 آبادى بزرگ و كوچك تشكيل شده و قصبه آن نيز گيفان نام دارد . اين دهستان در 85 كيلومترى شمال خاورى بجنورد و 15 كيلومترى خاور شوسهء عمومى بجنورد بحصارچه قرار دارد . ( از فرهنگ جغرافيايى ايران جلد نهم ) .
( 4 ) - مينورسكى يورت ايل حاجىلر را در كبود جامه ذكر مىكند كه در جنوب غربى گنبد قابوس است . ( از تعليقهء مينورسكى بر تذكرة الملوك ص 200 ) .