تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 569

مساهمون:

ص٥٦٩
( 493 )

ص 86 ، سطر 16 : خوار

[ خا ر ] ( اسم خاص ) . نام ناحيتى است در حوزهء طهران « 1 » كه از شمال بفيروزكوه و دماوند و از مشرق بسمنان و از جنوب بكوير و از مغرب به ورامين محدود است . در شمال آن بنه‌كوه قرار دارد - كه جانب غربى آن متصل بقره آقاج يا سياه‌كوه مىشود و بعضى از قسمتهاى اين كوه در مغرب تا كوير پيش مىرود مانند كوه نمك - در جنوب شرقى آن « ايوان‌كى » واقع و كوه كج در جنوب غربى آن است . ( از جغرافياى سياسى كيهان ص 355 ) . ( 494 )

ص 86 ، سطر 16 : ورامين

[ و ر ا مى ن ] ( اسم خاص ) . نام ناحيتى است در حوزهء طهران كه از شمال بلواسان و از مشرق بخوار و از جنوب بكوير و مسيله و از مغرب به غار وفشاپويه محدود است ، در شمال آن سياه‌كوه قرار دارد - اراضى ورامين از رسوبات جاجرود مىباشد « 2 » ( از جغرافياى سياسى كيهان ص 356 ) و به « فرهنگ جغرافيايى ايران » جلد نخست و كتاب « اسامى دهات و قراء ادارهء آمار عمومى » رجوع شود .

[ ص 87 ]

( 495 )

ص 87 ، سطر 13 : خديو

[ خ د ى و ] ( اسم ) . پادشاه ، امير بزرگ ، رئيس ، مالك . ( از ناظم الاطباء ) . ( 496 )

ص 87 ، سطر 13 : يساق

[ ى ساق ] ( اسم ) . تيارى جنگ « 3 » آمادگى جنگ .
هامش
( 1 ) - لسترنج مىگويد اعراب شهر « خوار » را غربىترين شهرهاى « قومس » و بر سر راه خراسان و مهمترين شهرهاى خاورى رى و به صورت « الخوار » ضبط كرده‌اند . اين شهر در كتب قديم به صورت « خواررى » آمده تا با « خوارفارس » اشتباه نشود . ابن حوقل و قزوينى و حمد اللّه مستوفى ازين شهر نام برده‌اند . شيروانى خوار را بلوكى حار با آب و هواى ناسازگار و پشه‌خيز ذكر كرده كه طرف شمال آن گرفته و اطرافش گشاده است و مىگويد در دو مرحله‌اى طهران واقع است . ( 2 ) - لسترنج مىگويد ورامين بعدها جاى رى را گرفت و كرسى ايالت جبال شد . شيروانى آن را در دو مرحله‌اى طهران مىآورد و دهات آبادان آن را وصف مىكند . ( بستان السياحه ) ( 3 ) - در آنندراج اين لغت به صورت « ياساق » و « ياسا » آمده است . از عبارت جهانگشا مفهوم آمادگى براى جنگ فهميده مىشود . در پاورقى صفحهء 124 مجمع التواريخ نيز اين لغت بمعنى تهيه جنگ و دفاع آمده است . در حاشيهء صفحهء 58 « تعليقهء تذكرة الملوك » « يسق » بمعنى ترتيب و نظم و قانون و عوارض است . و در همان صفحه آمده : در زبان روسى « ياساك » بعوارضى كه قبايل سيبرى به صورت پوست تسليم مىكنند اطلاق مىشود ، مينورسكى « ياساقى » را مقابل چريك آورده و شرح مفصلى درين باره داده است .