دهستان يوسفآباد پايين ولايت باخزر بخش طيبات مشهد ، واقع در سه كيلومترى جنوب طيبات و سر راه اتومبيلرو طيبات به كرات . ناحيتى است واقع در جلگه با آب و هواى معتدل .
( از فرهنگ جغرافيايى ايران جلد نهم ذيل كلمهء « فرمانآباد » ) .
( 508 )
ص 89 ، سطر 17 : كاريز
[ كا رى ز ] ( اسم خاص ) . دهى است از دهستان يوسفآباد پايين ولايت باخزر بخش طيبات شهرستان مشهد ، واقع در 10 كيلومترى شمال خاورى طيبات و بر سر راه شوسهء عمومى تربتجام بطيبات . اين ده در جلگه قرار دارد و آب و هوايش معتدل است .
( از فرهنگ جغرافيايى ايران جلد نهم ) .
( 509 )
ص 89 ، سطر 18 : قراول
[ ق ر ا و ل ] ( اسم ) . پيشرو لشكر ، فوجى كه پيشاپيش رود و از سياهى و نمودارى دشمن خبر دهد . - سپاهى كه در جلو ديگر سپاهيان وقت راحتباش بايستد و از آنها نگاهبانى كند .
( از ناظم الاطباء ) .
( 510 )
ص 89 ، سطر 18 : طرح
[ ط ر ح ] ( اسم ) . نام فوجى است وراى ميمنه و ميسره و آن امداد و اعانت بجميع قسمتها - در وقت زور آوردن غنيم به آن قسمتها - مىكند .
( از لغتنامهء دهخدا ) .
( 511 )
ص 89 ، سطر 19 : قول
[ قو ل ] ( اسم ) . قلب سپاه در هنگام جنگ .
( از ناظم الاطباء ) . و به پاورقى « مجمع التواريخ » ص 73 رجوع شود .
[ ص 90 ]
( 512 )
ص 90 ، سطر 1 : استمزاج
[ ا س ت م ز ا ج ] ( مصدر باب استفعال ) . استفسار از قصد و اراده كسى كردن ، پرسش از رأى و عقيده و صحت و سلامتى كسى كردن .
( از ناظم الاطباء ) .
( 513 )
ص 90 ، سطر 4 : دغارود
[ د غا ر ود ] ( اسم خاص ) « 1 » دهى است از دهستان پايين
هامش
( 1 ) - در فرهنگ جغرافيايى ايران اين نام « دغارون » آمده است . - « حوض دغارود » در متن مركب اضافى است ، و حوض در آن نواحى غالبا به « آبانبار » اطلاق مىشود .