تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 572

مساهمون:

ص٥٧٢
دهستان يوسف‌آباد پايين ولايت باخزر بخش طيبات مشهد ، واقع در سه كيلومترى جنوب طيبات و سر راه اتومبيل‌رو طيبات به كرات . ناحيتى است واقع در جلگه با آب و هواى معتدل . ( از فرهنگ جغرافيايى ايران جلد نهم ذيل كلمهء « فرمان‌آباد » ) . ( 508 )

ص 89 ، سطر 17 : كاريز

[ كا رى ز ] ( اسم خاص ) . دهى است از دهستان يوسف‌آباد پايين ولايت باخزر بخش طيبات شهرستان مشهد ، واقع در 10 كيلومترى شمال خاورى طيبات و بر سر راه شوسهء عمومى تربت‌جام بطيبات . اين ده در جلگه قرار دارد و آب و هوايش معتدل است . ( از فرهنگ جغرافيايى ايران جلد نهم ) . ( 509 )

ص 89 ، سطر 18 : قراول

[ ق ر ا و ل ] ( اسم ) . پيشرو لشكر ، فوجى كه پيشاپيش رود و از سياهى و نمودارى دشمن خبر دهد . - سپاهى كه در جلو ديگر سپاهيان وقت راحت‌باش بايستد و از آنها نگاهبانى كند . ( از ناظم الاطباء ) . ( 510 )

ص 89 ، سطر 18 : طرح

[ ط ر ح ] ( اسم ) . نام فوجى است وراى ميمنه و ميسره و آن امداد و اعانت بجميع قسمتها - در وقت زور آوردن غنيم به آن قسمت‌ها - مىكند . ( از لغت‌نامهء دهخدا ) . ( 511 )

ص 89 ، سطر 19 : قول

[ قو ل ] ( اسم ) . قلب سپاه در هنگام جنگ . ( از ناظم الاطباء ) . و به پاورقى « مجمع التواريخ » ص 73 رجوع شود .

[ ص 90 ]

( 512 )

ص 90 ، سطر 1 : استمزاج

[ ا س ت م ز ا ج ] ( مصدر باب استفعال ) . استفسار از قصد و اراده كسى كردن ، پرسش از رأى و عقيده و صحت و سلامتى كسى كردن . ( از ناظم الاطباء ) . ( 513 )

ص 90 ، سطر 4 : دغارود

[ د غا ر ود ] ( اسم خاص ) « 1 » دهى است از دهستان پايين
هامش
( 1 ) - در فرهنگ جغرافيايى ايران اين نام « دغارون » آمده است . - « حوض دغارود » در متن مركب اضافى است ، و حوض در آن نواحى غالبا به « آب‌انبار » اطلاق مىشود .
جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 572 | ميرزا مهدي خان استر آبادى