« دهنه كفشگرى » « 1 » است بمختصات زير :
دهى است از دهستان سدنرستاق بخش مركزى شهرستان گرگان ، واقع در 16 كيلومترى باختر گرگان . - اين ناحيه در دشت قرار دارد و آب و هوايش معتدل و مرطوب است .
به « فرهنگ جغرافيايى ايران » ذيل كلمهء « كفشگيرى » رجوع شود .
[ ص 86 ]
( 488 )
ص 86 ، سطر 1 : اشرف
[ ا ش ر ف ] ( اسم خاص ) . اشرف كه امروز بهشهر ناميده مىشود در 25 كيلومترى شمال خاورى سارى و 78 كيلومترى باختر گرگان و 8 كيلومترى جنوب خليج ميان كاله واقع است . طول شرقى آن 53 درجه و 33 دقيقه و عرض شمالى آن 36 درجه و 43 دقيقه مىباشد . اين شهر از بناهاى دورهء صفويه و عهد شاه عباس اول است و در آنجا « قصر صفىآباد » به دو كيلومترى جنوب باخترى شهر و بر روى ارتفاعات مسلط به شهر ، قرار دارد و نيز « باغشاه » و بناى « چشمه عمارت » در جنوب و متصل به شهر است و همچنين آثار خرابه « سد عباسآباد » در 7 كيلومترى جنوب خاورى به چشم مىخورد . « 2 »
( از فرهنگ جغرافيايى ايران جلد سوم ) .
( 489 )
ص 86 ، سطر 2 : بارفروش
[ با ر ف رو ش ] ( اسم خاص ) . اين نقطه همان شهر بابل « 3 » كنونى است كه طول شرقى آن : 52 درجه و 44 دقيقه و 20 ثانيه و عرض شمالى آن :
36 درجه و 34 دقيقه و 15 ثانيه مىباشد ، و مشخصاتش بدينقرار است :
هامش
( 1 ) - البته در آن نقطه دهى بنام « دهنه » داريم كه از دهستانهاى كوكلان بخش مركزى شهرستان گنبد قابوس است كه در 7 كيلومترى شمال كلاله قرار دارد . مستبعد است اين نقطه محل مورد بحث باشد . صحيح « دهنه كفشگرى » است كه در نسخ « ح » و « ط » « كفشگرى » آن حذف و در نسخ « ب » و « و » « دهنه » آن محذوف است .
( 2 ) - در زمان « شيروانى » نيز اكثر عمارات فوق خراب بوده است و او هم از آثار خراب آن صحبت مىكند . شاردن اين ابنيه را بطور مفصل مىآورد و علت آبادانى اشرف را مازندرانى بودن مادر شاه عباس ذكر مىكند . اعتماد السلطنه نيز مثل شيروانى از آثار خرابه آن ابنيه سخن مىگويد .
رجوع به « جلد اول مرآت البلدان » و « سفرنامهء شاردن » و « بستان السياحه » شود .
( 3 ) - اين تغيير نام در سال 1306 شمسى به عمل آمد