شهرستان شاهى در 25 كيلومترى و آمل در 36 كيلومترى و درياى مازندران در 18 كيلومترى آن واقع و از شهرهاى بزرگ مازندرانست . « 1 »
( از فرهنگ جغرافيايى ايران جلد سوم ) .
( 490 )
ص 86 ، سطر 3 : آمل
[ عام ل ] ( اسم خاص ) . شهريست بمازندران ، واقع در 36 كيلومترى جنوب باخترى بابل و 21 كيلومترى جنوب محمودآباد و كنار رودخانهء هراز . به طول شرقى 52 درجه و 21 دقيقه و عرض شمالى 36 درجه و 25 دقيقه و ارتفاع 80 متر از سطح درياى مازندران . « 2 »
( از فرهنگ جغرافيايى ايران جلد سوم ) .
( 491 )
ص 86 ، سطر 5 : پيشخانه
[ پىش خان ] ( اسم ) . رواق و پيشگاه خانه ، و ايوانى كه در مرتبه دوم ساخته باشند . - چادر و خيمهاى كه در مسافرت از پيش فرستند .
( از ناظم الاطباء ) .
( 492 )
ص 86 ، سطر 6 : لاريجان
[ لا ر ى جا ن ] ( اسم خاص ) . ناحيتى است بمازندران كه از شمال بآمل و از مشرق به بندپى و از جنوب بدماوند و از مغرب بدلارستاق محدود است . اين ناحيه داراى آبهاى فراوان و بواسطهء خاكهاى آتشفشانى بسيار حاصلخيز است . « 3 » ( از جغرافياى سياسى كيهان ص 295 ) .
هامش
( 1 ) - قديمترين مرجعى كه از « بارفروش » نام برده كتاب هفت اقليم احمد رازى است كه آن را « بارفروش ده » ذكر كرده است . لسترنج شهر « ممطير » يا « مامطير » را در طبرستان همين بارفروش امروزى مىداند ، ياقوت از مسجد جامع و آباديهاى آن وصف زياد كرده است . رجوع به « سرزمينهاى خلافت شرقى » و « معجم البلدان » و « بستان السياحه » و « مرآت البلدان » جلد اول ص 155 شود .
( 2 ) - لسترنج آمل را كرسى طبرستان در دوران خلفاى عباسى ذكر مىكند . ياقوت بندرگاه كوچك آن را بنام « اهلم » نام مىبرد . - اين شهر بعدها بدست امير تيمور خراب شد . اعتماد السلطنه از پل طولانى و كم عرض و آجرى آمل صحبت مىكند و مىگويد هركه در آمل قصد ساختن خانه كند كافى است زمين را حفر نمايد و آنقدر آجر و مصالح ساختمانى بدست مىآورد كه بدون احتياج بخريد مصالح مىتواند خانه خود را بنا كند . - رجوع به « سرزمينهاى خلافت شرقى » و « معجم - البلدان ياقوت » و « مرآت البلدان » جلد اول و « بستان السياحه » شود .
( 3 ) - شيروانى آن را از نواحى مازندران مىآورد و مذهب اهالى آنجا را شيعه ذكر مىكند « رابينو » ازين محل ديدن كرده و از وضع جغرافيايى و دهات آن سخن مىراند رجوع به « بستان السياحه » و « سفرنامهء مازندران و استراباد رابينو بخش انگليسى » شود .