( 503 )
ص 87 ، سطر 20 : كلاله
[ ك لال ] ( اسم ) . موى پيچيده و مجعد ، زلف آويزان بر پيشانى و كاكل . - دستهء گل .
( از ناظم الاطباء ) .
( 504 )
ص 87 ، سطر 21 : آزار
[ عا ضا ر ] ( اسم ) . نام ماه ششم از سال رومى است و نام ديگر آن « آزر » مىباشد .
( از ناظم الاطباء ) .
[ ص 88 ]
( 505 )
ص 88 ، سطر 14 : شورآبك
[ شور عا ب ك ] ( اسم خاص ) . در افغانستان دو ناحيه بنام شورابك است : يكى شورابك واقع در غرب گرشك و 21 كيلومترى آن و ديگر شورابك از اعمال ولايت قندهار كه بين 64 و 76 درجه و 9 و 52 دقيقه و 14 و 26 ثانيه طول شرقى و 29 و 30 درجه و 29 و 32 دقيقه و 11 و 36 ثانيه عرض شمالى قرار دارد و داراى 27 پارچه ده است و هوايش بسيار گرم و آبش در نهايت كمى است « 1 » .
( از قاموس جغرافيايى افغانستان ) .
[ ص 89 ]
( 506 )
ص 89 ، سطر 11 : النگ ياقوتى
[ ا ل ن گ ياقو تى ] ( اسم خاص ) « 2 » در فرهنگ جغرافيايى ايران « 3 » ناحيهاى بنام النگ ياقوتى وجود ندارد . در « سفرنامهء مرو » ( نسخهء خطى كتابخانهء ملى شماره 1365 ) از كال ياقوتى نام برده شده كه در سه فرسخى شهر مشهد قرار دارد و ظاهرا همين نقطه مورد بحث است .
( 507 )
ص 89 ، سطر 14 : فرمندآباد « 4 »
[ ف ر م ن د عاباد ] ( اسم خاص ) . دهى است از
هامش
( 1 ) - در « مجمع التواريخ » نيز اين حادثه نقل و از « شورابك » نام برده شده است بدون آنكه مكانش تعيين شود شايد شورابك قندهار باشد .
( 2 ) - « اولنگ » يا « اولانگ » در زبان مغولى بمعنى چمن است . ( مجمع التواريخ پاورقى ص 128 ) النگ ياقوتى بايد در اصل مركب اضافى باشد كه بعدا علم شده ولى اگر اين نقطه قابل انطباق با كال ياقوتى باشد ، علميت آن در محل ترديد است .
( 3 ) - فرهنگ جغرافيايى ايران از ناحيهاى بنام ياقوتى در 6 كيلومترى شمال خاورى تربت جام نام مىبرد كه مستبعد است قابل انطباق بر . ما نحن فيها باشد .
( 4 ) - در « فرهنگ جغرافيايى ايران » از « فرمندآباد » ذكرى بميان نيامده و بجاى آن « فرمان آباد » آمده ولى نقشهء جغرافياى بغايرى اين نام را « فرمندآباد » ضبط كرده است .