تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 558

مساهمون:

ص٥٥٨
( 446 )

ص 75 ، سطر 15 : متنفس

[ م ت ن ف ف س ] ( اسم فاعل از باب تفعل ) . نفس كشنده ، دم زننده ، حيوان ، درنده . ( از منتهى الارب ) . ( 447 )

ص 75 ، سطر 17 : برآباد

[ ب ر عا با د ] ( اسم خاص ) . دهى است از دهستان پايين خواف بخش خواف شهرستان تربت‌حيدريه ، واقع در 21 كيلومترى جنوب خاورى رود . اين ناحيه در جلگه قرار دارد و آب و هوايش گرمسيرى است . ( از فرهنگ جغرافيايى ايران جلد نهم ) .

[ ص 76 ]

( 448 )

ص 76 ، سطر 4 : وايافته

[ و ا يا ف ت - يا - ت ] ( اسم مفعول ) بازيافته ، دريافته فهميده . ( از ناظم الاطباء ذيل كلمهء « وايافتن » ) . ( 449 )

ص 76 ، سطر 6 : به اولى

[ با و لى ] ( اسم ) . مرغى است كه بعضى از پروبال آن را كنده در پيش شاهين و باز سردهند تا آنها به آسانى آن را بگيرند و بر شكار كردن چالاك شوند . ( از ناظم الاطباء ) . ( 450 )

ص 76 ، سطر 20 : هاله

[ هال ] ( اسم ) . خرمن ماه . ( از ناظم الاطباء ) .

[ ص 77 ]

( 451 )

ص 77 ، سطر 1 : ستام

[ س تا م ] ( اسم ) . ساخت زين ، يعنى لجام و يراق زين اسب محلّى بزر و نقره . ( از آنندراج ) . ( 452 )

ص 77 ، سطر 5 : سنجاب بهارى

[ س ن جا ب ب هارى ] ( تركيب وصفى ) . سنجاب غير از معنى معهود كنايه از « سبزه » است ( از برهان قاطع ) و سنجاب بهارى كنايه از سبزه بهارى است . ( از آنندراج ) .