18 كيلومترى جنوب باخترى فيضآباد محولات بر سر راه شوسهء عمومى كاشمر . اين دهكده در جلگه قرار دارد و آب و هوايش معتدل است .
( از فرهنگ جغرافيايى ايران جلد نهم ) .
( 463 )
ص 78 ، سطر 20 : ترشيز « 1 »
[ ت ر شى ز ] ( اسم خاص ) . شهريست بخراسان با حدود زير :
خاور : تربتحيدريه ؛ شمال : نيشابور ؛ مغرب : كوير ؛ جنوب :
بجستان ؛ آب و هواى آن گرمسيريست و در اطراف آن قصبات قديمى مانند كندر و غيره يافت مىشود . - ميگويند زردشت درين شهر سرو كشمر را كاشت كه به زمان متوكل عباسى قطع و ببغداد حمل گرديد .
( از جغرافياى سياسى كيهان ص 201 ) .
( 464 )
ص 78 ، سطر 23 : نغمهء ديگر در طنبور افزودن :
اين مثلى است ترجمه شده از مثل عربى زير :
« زاد فى الطنبور نغمة اخرى » اين مثل بر اين اصل استوار است كه اگر يك تار بر او تارساز اضافه شود آهنگ آن خارج از دستگاه مىشود ( از صاحب مجمع الامثال ميدانى ) . - آن را براى گفتار ناموزون و بى جا مىآورند . فارسىزبانان اين مثل را در موردى استعمال مىكنند كه شخصى در مورد خلافى خلاف ديگر سربار اعمال قبل خود كند .
[ ص 79 ]
( 465 )
ص 79 ، سطر 1 : خارج آهنگ
[ خا ر ج عا ه ن گ ] ( صفت مركب ) . مخالف آهنگ ، ناموافق ، ناموزون . ( از ناظم الاطباء ) .
هامش
( 1 ) - ترشيز را امروز كاشمر مىگويند و طبق تقسيمات كشورى حدود آن بدينقرار است : خاور :
شهرستان تربتحيدريه ؛ شمال : شهرستان نيشابور ؛ باختر و شمال باخترى : شهرستان سبزوار و كوير جندق ؛ جنوب : كوه يخاب و بلوك بجستان و شهرستان گناباد . ( از فرهنگ جغرافيايى ايران جلد نهم ) .
حمد اللّه مستوفى آن را از اقليم چهارم و طولش را از جزاير خالدات « صب » و عرضش را از استواء « له » ذكر مىكند . « نزهت القلوب چاپ ليدن ص 143 » .
ياقوت آن را « طرشيز » بفتح « طاء » مىآورد و « ترشيش » و « ترشاش » را نيز ضبط ديگر آن ذكر كرده است . « معجم البلدان » .