( 466 )
ص 79 ، سطر 14 : مشكان « 1 »
[ م ش كا ن ] ( اسم خاص ) . نام ده مركزى دهستان در بقاضى بخش سرولايت شهرستان نيشابور است . اين ده در 40 كيلومترى جنوب باخترى جلگه بالا قرار دارد .
( از فرهنگ جغرافيايى ايران جلد نهم ) .
( 467 )
ص 79 ، سطر 15 : بغايرى
[ ب غاى رى ] ( اسم خاص ) . نام تيرهايست از تركمانان گرايلى كه پس از رانده شدن از يورت اصلى خود - قوچان و حوالى بجنورد - در بام و صفىآباد سبزوار سكونت گزيدند « 2 »
به « مطلع الشمس » اعتماد السلطنه ذيل « قوچان » و ايلات آن رجوع شود .
[ ص 80 ]
( 468 )
ص 80 ، سطر 1 : بيارجمند « 3 »
[ ب يار ج م ن د ] ( اسم خاص ) . نام يكى از بخشهاى شاهرود است . - اين بخش در قسمت جنوب خاورى شاهرود و حاشيهء كوير واقع و هوايش بزمستان معتدل و در تابستان گرم است و از دو دهستان بنام « مركزى » و « خارطوران » تشكيل يافته كه دهستان مركزى كوهستانى و « خارطوران » دشت و شنزار است .
( از فرهنگ جغرافيايى ايران جلد نهم ) .
( 469 )
ص 80 ، سطر 3 : مقروع سمع
[ م ق ر و ع س م ع ] ( تركيب اضافى ) « 4 » مسموع ، شنيده ، بعرض رسيده .
[ ص 81 ]
( 470 )
ص 81 ، سطر 7 : شلنگ
[ ش ل ن گ ] ( اسم ) . « برهان قاطع » شلنگ را برجستن
هامش
( 1 ) - در نسخه « ب » و « و » اين نام « سنگان » آمده كه بىشك غلط است زيرا « سنگان » با حدود بيان شده از طرف ميرزا مهديخان تطبيق نميكند .
( 2 ) - ميرزا مهديخان محل آنها را قلعهء مشكان بين سبزوار و نيشابور ذكر مىكند .
( 3 ) - لسترنج نام ديگر بيارجمند را « بيار » آورده و بنابر قول مقدسى بيارجمند در قرن چهارم داراى قلعه و بازارهاى معمور و كشتزارهاى سرسبز و باغستانهاى پرانگور بوده است . شيروانى آب و هواى بيارجمند را بسيار سازگار و مردمش را شيعه اماميه ذكر مىكند . رجوع به « بستان السياحة » شود .
( 4 ) - اضافه اسم مفعول بنايب فاعل .