( 430 )
ص 73 ، سطر 16 : نيازآباد
[ ن يا ز عاباد ] ( اسم خاص ) . دهى است از دهستان پايين خواف بخش خواف شهرستان تربتحيدريه ، واقع در 45 كيلومترى خاور ناحيهء رود . « 1 »
( از فرهنگ جغرافيايى ايران جلد نهم ) .
( 431 )
ص 73 ، سطر 17 : جند
[ ج ن د ] ( اسم ) . سپاه ، لشكر .
( از منتهى الارب ) .
( 432 )
ص 73 ، سطر 17 : قاهر
[ قا ه ر ] ( اسم فاعل ) . چيرهشونده .
( از اقرب الموارد ) .
( 433 )
ص 73 ، سطر 22 : سيورسات
[ س يو رسات ] ( اسم ) . ما يحتاج و ملزومات لشكر كه قبل از ورود آن تهيه كنند . ( از ناظم الاطباء ) .
[ ص 74 ]
( 434 )
ص 74 ، سطر 2 : باخزر
[ با خ ز ر ] ( اسم خاص ) . لسترنج مختصات جغرافيايى اين ناحيه را چنين ذكر مىكند : ناحيهء « باخزر » يا « گواخزر » در جنوب جام و در خاوررود هرات واقع است « 2 » ، در آنجا مجراى رودخانهء هرات بشمال مىپيچيد . كرسى باخزر در سابق شهر مالين بوده و از مسافتهايى كه در
هامش
( 1 ) - در آن حدود نيازآباد ديگرى با مشخصات زير قرار دارد : دهى است از دهستان زاوه بخش حومهء شهرستان تربتحيدريه واقع در 20 كيلومترى خاور تربتحيدريه و 4 كيلومترى جنوب شوسهء عمومى تربتحيدريه بباخزر . ( از فرهنگ جغرافيايى ايران جلد 9 ) .
( 2 ) - حمد اللّه مستوفى آن را ولايتى از اقليم چهارم ذكر مىكند و از قصبه آن بنام « مالان » كه چاى عظيم و پرنزهت است نام مىبرد . ( نزهت القلوب چاپ ليدن ص 153 ) . ياقوت مىگويد :
نام آن بلغت پهلوى « باد هرزه » ( زيرا در محل وزش بادهاى سخت است ) وعده قرايش 168 آبادى و قصبهاش بنام مالين است . شيروانى آن را بين هرات و مشهد مقدس ، و قرايش را 50 آبادى مىآورد و مىگويد مردمش حنفى و كمى شيعهاند و بقول او ساكنين آن از اقوام هزاره بوده و محمد خان شهركى بنام شهرنو در آنجا بنا نموده است . كيهان حدود آن را شمال : جام ؛ مشرق هريرود ؛ مغرب : ترشيز ؛ جنوب قاين ؛ ذكر مىكند .