( از اقرب الموارد ) .
[ ص 66 ]
( 393 )
ص 66 ، سطر 8 : مهجور
[ م ه جو ر ] ( اسم مفعول ) . جدا مانده ، جدا كرده شده ، گذاشته شده در جايى .
( از منتهى الارب ) .
( 394 )
ص 66 ، سطر 20 : متواتر
[ م ت و ا ت ر ] ( اسم فاعل باب تفاعل ) . پياپى آينده ، از پس يكديگر آينده بمهلت « 1 » .
( از منتهى الارب ) .
[ ص 67 ]
( 395 )
ص 67 ، سطر 4 : هواجس
[ ه و ا ج س ] ( جمع ، صيغه منتهى الجموع ) . خاطرها ، و آنچه در دل گذرد .
( 396 )
ص 67 ، سطر 13 : صبح اين خواب را بنزديكان حضور همايون نقل كردند :
سرجان ملكم مىگويد : نادر از اول فتحى كه در خراسان كرد شروع به بيدار كردن مردم بخيالات آيندهء خود شد مثل اردشير بابكان هر شب خوابى ديد و هر روز در تعبير آن جوابى شنيد از جملهء آن خوابها همين خواب كذايى است كه منجمان متملق او گفتند اين خواب دلالت بر رسيدن تو بتخت شاهى و سلطنت مىكند . « سايكس » نيز مثل « ملكم » اعتقاد به اين خوابها ندارد و از فحواى كلام ايندو برمىآيد كه خوابهاى نادر ساختگى و به منظور خاص بوده است .
( 397 )
ص 67 ، سطر 22 : غازه
[ غا ز ] ( اسم ) . گلگونه و آن سرخى مىباشد كه زنان به روى مالند . ( برهان قاطع ) . سرخاب .
( 398 )
ص 67 ، سطر 22 : گلگونه « 2 »
[ گ ل گو ن ] ( اسم ) . غازه و سرخى زنان باشد .
( برهان قاطع ) ، سرخاب
هامش
( 1 ) - خبر متواتر خبريست كه به حد شياع رسيده و بين ناقلين آن فرض توطئه و جعل آن امكان نداشته باشد .
( 2 ) - اين كلمه بنابر حاشيهء برهان قاطع مركب از « گل » و « گونه » است و معادل « گلغونه » و « گلاگونه » مىباشد .