تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 549

مساهمون:

ص٥٤٩
( از اقرب الموارد ) .

[ ص 66 ]

( 393 )

ص 66 ، سطر 8 : مهجور

[ م ه جو ر ] ( اسم مفعول ) . جدا مانده ، جدا كرده شده ، گذاشته شده در جايى . ( از منتهى الارب ) . ( 394 )

ص 66 ، سطر 20 : متواتر

[ م ت و ا ت ر ] ( اسم فاعل باب تفاعل ) . پياپى آينده ، از پس يكديگر آينده بمهلت « 1 » . ( از منتهى الارب ) .

[ ص 67 ]

( 395 )

ص 67 ، سطر 4 : هواجس

[ ه و ا ج س ] ( جمع ، صيغه منتهى الجموع ) . خاطرها ، و آنچه در دل گذرد . ( 396 )

ص 67 ، سطر 13 : صبح اين خواب را بنزديكان حضور همايون نقل كردند :

سرجان ملكم مىگويد : نادر از اول فتحى كه در خراسان كرد شروع به بيدار كردن مردم بخيالات آيندهء خود شد مثل اردشير بابكان هر شب خوابى ديد و هر روز در تعبير آن جوابى شنيد از جملهء آن خوابها همين خواب كذايى است كه منجمان متملق او گفتند اين خواب دلالت بر رسيدن تو بتخت شاهى و سلطنت مىكند . « سايكس » نيز مثل « ملكم » اعتقاد به اين خوابها ندارد و از فحواى كلام ايندو برمىآيد كه خواب‌هاى نادر ساختگى و به منظور خاص بوده است . ( 397 )

ص 67 ، سطر 22 : غازه

[ غا ز ] ( اسم ) . گلگونه و آن سرخى مىباشد كه زنان به روى مالند . ( برهان قاطع ) . سرخاب . ( 398 )

ص 67 ، سطر 22 : گلگونه « 2 »

[ گ ل گو ن ] ( اسم ) . غازه و سرخى زنان باشد . ( برهان قاطع ) ، سرخاب
هامش
( 1 ) - خبر متواتر خبريست كه به حد شياع رسيده و بين ناقلين آن فرض توطئه و جعل آن امكان نداشته باشد . ( 2 ) - اين كلمه بنابر حاشيهء برهان قاطع مركب از « گل » و « گونه » است و معادل « گلغونه » و « گلاگونه » مىباشد .
جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 549 | ميرزا مهدي خان استر آبادى