( 378 )
ص 61 ، سطر 16 : جيقه
[ جى ق ] « 1 » ( اسم ) . زيور مرصع از گوهرها كه مردان بر سر دستار و كلاه ، و زنان بر چارقد زنند .
( از ناظم الاطباء ) .
( 379 )
ص 61 ، سطر 19 : گلخن
[ گ ل خ ن ] ( اسم ) . آتشخانه ، تابخانه ، كورهء حمّام . - حمّام .
( از ناظم الاطباء ) .
( 380 )
ص 61 ، سطر 21 : اغواء
[ ا غ و ا ء ] ( مصدر باب افعال ) . گمراه ساختن ، بضلالت انداختن ، فريب دادن .
( از منتهى الارب ) .
[ ص 62 ]
( 381 )
ص 62 ، سطر 1 : تلبيس
[ ت ل بى س ] ( مصدر باب تفعيل ) . درآميختن ، پنهان داشتن مكر و عيب از كسى .
( از منتهى الارب ) .
( 382 )
ص 62 ، سطر 2 : ترك
[ ت ر ك ] ( اسم ) . كلاهخود ، مغفر كه در روز جنگ بر سر نهند و ميان بند عمامه .
( از ناظم الاطباء ) .
( 383 )
ص 62 ، سطر 2 : تارك
[ تا ر ك ] ( اسم ) . كلهء سر ، فرق سر . - هرچيز كه در جنگ بر سر گذارند همچو خود و مغفر .
( از ناظم الاطباء ) .
( 384 )
ص 62 ، سطر 3 : پوست تخت
[ پو س ت ت خ ت ] ( اسم مركب ) . پوست اغنام و احشام كه از جسم چهار پا كنده شود و براى زيرانداز به كار رود .
معمولا دراويش پوست تخت به كار مىبرند .
( 385 )
ص 62 ، سطر 4 : از خرگاه سلطنت بخيمهء قلندرى و درويشى نقل و تحويل نمود :
از بين محارباتى كه نادر در بدايت كار خود كرد تا شكست اول ابداليها ، تمام
هامش
( 1 ) - ناظم الاطباء آن را به صورت « جيغه » نيز ضبط كرده است . جقه بتشديد قاف تلفظ عاميانه آنست