چيز كوتاهى نكنند .
[ ص 59 ]
( 371 )
ص 59 ، سطر 6 : وثوق
[ و ثو ق ] ( مصدر ) . محكمى ، استوارى ، پايدار بودن . - اعتماد
( از اقرب الموارد ) .
( 372 )
ص 59 ، سطر 6 : مستوثق
[ م س ت و ث ق ] ( اسم فاعل از باب استفعال ) . استوار ، پايدار ، ثابت . ( از اقرب الموارد ) .
( 373 )
ص 59 ، سطر 15 : ايشيك آقاسىگرى
[ اى شى ك عاقاسى گ ر ى ] ( حاصل مصدر مركب ) « 1 » عمل ايشيك آقاسىباشى « 2 » مينورسكى در تعليقه بر تذكرة الملوك صفحهء 88 ايشيك آقاسىباشى را چنين تعريف مىكند :
ايشيك آقاسىباشى بطور تحت اللفظ « رئيس سران درگاه » ترجمه مىشود و وظيفهاش بر دو گونه بوده . يكى آنكه در مجامع و مجالس عمومى رياست تشريفات داشته و از جانب ديگر سرپرست دربانان و نگهبانان و آقايان بوده است . ديگر از وظايف ايشيك آقاسى خوابيدن كنار دروازهء كاخ بوده . - حوزهء اقتدار او منحصر بقسمت خارج قصر تا دروازهء حرم بود .
از مجاورت دروازهء حرم « ايشيك آقاسىباشى حرم » كه از لحاظ مقام از وى پائينتر بود فرمان ميراند . از امتيازات ايشيك آقاسىباشى يكى اين بود كه از قيمت پيشكشىها كه بدرگاه سلطان مىآورند ده درصد بطور اضافى مىگرفت . « 3 »
( 374 )
ص 59 ، سطر 15 : تفنگچى آقاسىگرى
[ ت ف ن گ چى عا قاسى گ ر ى ]
هامش
( 1 ) - كلمهايست مركب از « ايشيك آقاسى » تركى + « گرى » فارسى بمعنى ايشيك آقاسى بودن نيز آمده .
( 2 ) - ناظم الاطباء ايشيك آقاسىباشى را رئيس دربار پادشاهى و داروغهء ديوانهخانه تعريف كرده است .
( 3 ) - مينورسكى وظايف فوق را از آن ايشيك آقاسىباشىهاى صفويه ميداند و مستندش درين مورد « تذكرة الملوك » و نوشتههاى شاردن و سياحان ديگر است . شك نيست كه در زمان نادر نيز وظايف آنها همان بوده است كه در دورهء صفويان بوده .