تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 542

مساهمون:

ص٥٤٢
( 367 )

ص 56 ، سطر 17 : حلف

[ ح ل ف ] ( اسم ) . سوگند ، عهد ، پيمان كه در ميان قومى باشد . ( از منتهى الارب ) . ( 368 )

ص 56 ، سطر 17 : يمين

[ ى مى ن ] ( اسم ) . سوگند ، قسم . « 1 » ( از ناظم الاطباء ) . ( 369 )

ص 56 ، سطر 19 : نريمان

[ ن ر ى ما ن ] ( اصل صفت بوده و بعد اسم خاص شده ) . اين كلمه در اوستا مركب از دو جزء است « نئير » + « منه »
[ Naire - manah ]
كه اولى بمعنى « نر » و دومى از ريشه
( man )
به معنى انديشيدن است و جمعا « نرمنش » و « مردسرشت » معنى ميدهد . در پهلوى اين كلمهء اوستايى به معنى دلير و پهلوان ترجمه شده است . نريمان ابتداء صفت « گرشاسب جهان پهلوان » بوده ولى بعدا نام پدر « گرشاسب » در آثار ادبى فارسى آمده است يعنى « سام بن گرشاسب بن نريمان » . ( از حاشيهء برهان قاطع ) .

[ ص 58 ]

( 370 )

ص 58 ، سطر 7 : در بيان قضيه فتحعلى خان قاجار :

گرچه ميرزا مهدى خان با تمهيدى مىخواهد ذمهء نادر را از ريختن خون فتحعلى خان برى كند ولى اغلب تاريخ نويسان ديگر برآنند كه عامل اصلى از بين رفتن فتحعلى خان قاجار نادر بوده و او بود كه موجب شد فتحعلى خان دور از ايل و تبار خود كشته شود . البته مخفى نماند كه اگر نادر اقدام ببرداشتن فتحعلى خان نمىكرد حب رياست و نزاع و اختلاف براى مقام حتما فتحعلى خان را - بقول لكهارت - بر آن ميداشت كه نادر را از بين بردارد . منتها نادر در اينمورد مثل موارد ديگر از پيشدستى سود جست و مبارزه را برد . مضحك آنست مرگ فتحعلى خان قاجار باعث شد كه تاريخ‌نويسان زمان قاجار باجماع « 2 » در تحقير نادر از هيچ
هامش
( 1 ) - در اصطلاح فقهى و حقوقى « يمين » بر سوگندهايى اطلاق مىشود كه با اعمال مخصوص بجا مىآورند . ( 2 ) - عبد الرزاق مورخ عهد قاجار مىگويد نادر بفتحعلى خان نيرنگ زد . صاحب روضة الصفا بعنوان ديگر نادر را متهم مىكند و حتى وقايع و فتوحات او را بوجه مختصر و ناچيز برشته تحرير درمىآورد .