( 365 )
ص 55 ، سطر 5 : جاجرم
[ جا ج ر م ] ( اسم خاص ) . نام يكى از دهستانهاى بخش حومهء شهرستان بجنورد است كه از 14 آبادى بزرگ و كوچك تشكيل يافته . - مركز آن قصبه جاجرم است كه در 90 كيلومترى جنوب خاورى بجنورد ، بر سر راه اتومبيلرو ميانآباد قرار دارد . اين دهستان در جلگه واقع و آب و هوايش گرمسيرى است . بقسمت باخترى جاجرم - روى تپه - قلعهاى از سنگ ساخته شده كه مىگويند اين قلعه از مستحدثات سلطان جلال الدين سلجوقى و معروف بقلعه جلال الدين است . ( از فرهنگ جغرافيايى ايران جلد 9 ) . در « سفرنامهء » 1300 هجرى قمرى ناصر الدين شاه بخراسان و « مطلع الشمس » و « مرآت البلدان » از جاجرم و قلعهء جلال الدين بتفصيل صحبت شده است و طبق قول اعتماد السلطنه پس از حركت از چمن كالپوش بجلگهء نردين و پس از نردين بدره و از آنجا بجاجرم مىرسند در زمان اعتماد السلطنه جاجرم قصبه معتبرى بوده است . « 1 »
[ ص 56 ]
( 366 )
ص 56 ، سطر 10 : يامتپه
[ يا م ت پ پ ] ( اسم خاص ) . چون از علىآباد قوچان قدرى بگذريم بقريه يام ميرسيم كه وصل بچمن ليلى است . در نزديكى آن تپه مصنوعى است معروف به يام تپه . - اهالى مىگويند در « يامتپه » چاهى است معروف بچاه سعد وقاص ، كه سعد وقاص را در اوان جنگ معروف در آن چاه انداختهاند ولى اينحرف به نظر معقول نمىآمد . - از يامتپه كه بگذريم چمن ليلى است .
( از مطلع الشمس جلد اول ص 148 ) .
هامش
( 1 ) - حمد اللّه مستوفى جاجرم را از اقليم چهارم و شهرى متوسط ميداند و مىگويد در حوالى آن راه در حدود دو روز از زهر گياه مىگذرد و بدين جهت لشگر بيگانه بر آن نمىتواند دست يابد او از قلعه آنجا و از دو درخت چنار در پاى آن قلعه ياد مىكند و مىگويد هركه صباح پوست آن درختانرا به دندان گيرد مبتلا بدنداندرد نميشود از اينجهت پوست آنها را بدندان بردهاند .
( از نزهت القلوب چاپ دبير سياقى ص 184 )