تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 540

مساهمون:

ص٥٤٠
به « جغرافياى سياسى كيهان » و « معجم البلدان » ياقوت و « نزهت القلوب » رجوع شود . ( 362 )

ص 54 ، سطر 19 : صيت

[ صى ت ] ( اسم ) . شهرت ، آوازه . ( از منتهى الارب ) .

[ ص 55 ]

( 363 )

ص 55 ، سطر 1 : ماهچه « 1 »

[ ما ه چ ] ( اسم ) . سر علمى را گويند كه به صورت ماه ساخته باشند يعنى گرد و مدور و صيقل زده از طلا و نقره و غيره . در حاشيهء برهان قاطع ماهچه چنين آمده است : شكل هلالى بود كه بر سر علم‌ها و چترهاى پادشاهان سلجوقى و ديگر امراى ترك بعد از ايشان زده ميشد و « ماه علم » و « ماهچه چتر » كه در شعرهاى معاصر سلاجقه و خوارزمشاهيان مكرر آمده اشاره به آنست . خاقانى در مدح علاء الدين تكش خوارزمشاهى مىگويد :
ماهچهء چتر او قلعهء گردون گشاد * مورچهء تيغ او ملك سليمان گرفت .
( از حاشيهء برهان قاطع ) . ( 364 )

ص 55 ، سطر 2 : بسطام

[ ب س طا م ] ( اسم خاص ) . در نيم فرسخى شمال شرقى شاهرود شهر بسطام قرار گرفته « 2 » كه مقبره بايزيد بسطامى بدانجاست . به « فرهنگ جغرافيايى ايران » و « مطلع الشمس » اعتماد السلطنه جلد اول و « جغرافياى سياسى كيهان » رجوع شود .
هامش
( 1 ) - ماهيچه نيز بجاى ماهچه آمده است . ( 2 ) - ياقوت آن را بكسر « باء » ضبط كرده و بسطام را شهر بزرگى در قومس بر سر راه نيشابور بعد از دامغان مىآورد . حمد اللّه مستوفى آن را از اقليم چهارم و طولش را از جزاير خالدات « فط ك » و عرضش را از خط استواء « لوى » ذكر مىكند و مىگويد شهركى است با آب و هواى معتدل . ( نزهت القلوب ) .