تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 538

مساهمون:

ص٥٣٨
صفويان از كردستان به بجنورد كوچانيده شدند و در نتيجهء تماس با طوايف گرايلى بزبانى مخلوط از تركى و كردى - تركىزبان گرايلى و كردى زبان اصلى شادلو - صحبت مىكنند « 1 » . به « فرهنگ جغرافيايى ايران » جلد نهم ذيل كلمهء « بجنورد » رجوع شود . ( 353 )

ص 51 ، سطر 20 : مبالاة

[ م با لا ة ] ( مصدر باب مفاعله ) . التفات كردن ؛ تدبير كردن ؛ انديشه و تفكر در كارى كردن ؛ توجه داشتن ؛ بصيرت داشتن . ( از ناظم الاطباء ) .

[ ص 52 ]

( 354 )

ص 52 ، سطر 5 : خوارزم

[ خا ر ز م ] ( اسم خاص ) . نام ايالت وسيعى است بشمال خراسان كنونى كه رودخانهء جيحون از ميان آن مىگذرد . - جانب باخترى جيحون در اين ايالت يعنى قسمت ايرانىنشين خوارزم را پايتخت جرجانيه يا ارگنج ، و جانب خاورى جيحون يعنى قسمت ترك‌نشين آن را پايتخت كاث بوده است . - شهرهاى خيوه و هزار اسب و قلعه خانقاه از نقاط مهم خوارزم بوده‌اند از « سرزمينهاى خلافت شرقى » و « مرات البلدان » جلد دوم . ( 355 )

ص 52 ، سطر 10 : سطوت

[ س ط و ت ] ( مصدر ثلاثى مجرد ) . حمله كردن ، هجوم كردن . - قوت داشتن ، قدرت داشتن . ( از ناظم الاطباء ) . ( 356 )

ص 52 ، سطر 12 : انام

[ ا نام ] ( اسم جمع ) . خلق ، آنچه بر روى زمين است . ( از منتهى الارب ) . ( 357 )

ص 52 ، سطر 13 : منهوبه

[ م ن هو ب ] ( اسم مفعول مؤنث ) . تاراج شده ، بغارت برده شده . ( از اقرب الموارد ) .
هامش
( 1 ) - اعتماد السلطنه ، در مطلع الشمس ، اين ايل را شاخه‌اى از ايل چمشگزك مىداند ، كه از اكراد آخال‌نشين بوده و در عهد شاه سلطان حسين صفوى به يورت گرايلى حمله بردند و از يورت گرايلى از « چناران سفلى » تا « سملقان » نصيب آنها شد .
جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 538 | ميرزا مهدي خان استر آبادى