تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 535

مساهمون:

ص٥٣٥

[ ص 49 ]

( 341 )

ص 49 ، سطر 4 : سورت

[ س و ر ت ] ( اسم ) . شدت ، اشتداد ، تندى ، حدت ، تيزى . منه : سورت سرما : شدت سرما . ( از ناظم الاطباء ) . ( 342 )

ص 49 ، سطر 15 : قراقورم

[ ق ر ا ق ر م ] ( اسم خاص ) . فعلا نام منطقه وسيعى است بشمال خراسان آنطرف مرز ايران و شوروى . - يورت غالب تركان ابتداء بانجا بوده و سپس از آنجا به طرف ايران سرازير شده‌اند . شهر قراقورم درين منطقه بقديم پايتخت اونگ خان گرايلى بوده . و چنان كه در تواريخ مسطور است اونگ خان چنگيز را پس از مرگ پدر در كنف حمايت خود گرفت و داماد خويش كرد و بر اثر حمايت او چنگيز بامارت رسيد « 1 » . به « جهانگشاى جوينى » و « دائرة المعارف اسلامى » تحت كلمهء
« Karakorum »
و « مطلع الشمس » جلد اول رجوع شود . ( 343 )

ص 49 ، سطر 15 : يورت

[ ى ر ت ] ( اسم ) . كلمه‌ايست تركى بمعنى آرامگاه ، منزل ، مسكن ، محل توقف . ( از ناظم الاطباء ) . ( 344 )

ص 49 ، سطر 17 : ايلغار

[ اى ل غار ] ( اسم ) . كلمه‌ايست تركى بمعنى « شبگير » و « شبيخون » . - مسافرتى كه در شب با تندى و چالاكى انجام مىشود ايلغار مىنامند . ( از ناظم الاطباء ) . ( 345 )

ص 49 ، سطر 18 : كالمى

[ كا ل مى ] ( اسم خاص ) : اين نقطه كالمى نيست و به نظر « كال » يا « شوره‌كال » « 2 » است بمشخصات زير : چون از مشهد به طرف مرو رويم ابتداء از كال ياقوتى به اق‌دربند « 3 »
هامش
( 1 ) - در كتاب احوال تراكمه ( نسخهء خطى كتابخانهء ملى به شماره 620 ) از قراقورم بتفصيل سخن رفته و حدود آن بين درياى خزر و رود آمويه آمده است . ( 2 ) - اين نقطه را شوره‌كال از آن جهت مىگويند كه در بيابان خشك و نمكزار قرار دارد . ( 3 ) - نقطه‌ايست در پانزده فرسخى مشهد .