[ ص 49 ]
( 341 )
ص 49 ، سطر 4 : سورت
[ س و ر ت ] ( اسم ) . شدت ، اشتداد ، تندى ، حدت ، تيزى . منه : سورت سرما : شدت سرما .
( از ناظم الاطباء ) .
( 342 )
ص 49 ، سطر 15 : قراقورم
[ ق ر ا ق ر م ] ( اسم خاص ) . فعلا نام منطقه وسيعى است بشمال خراسان آنطرف مرز ايران و شوروى . - يورت غالب تركان ابتداء بانجا بوده و سپس از آنجا به طرف ايران سرازير شدهاند . شهر قراقورم درين منطقه بقديم پايتخت اونگ خان گرايلى بوده . و چنان كه در تواريخ مسطور است اونگ خان چنگيز را پس از مرگ پدر در كنف حمايت خود گرفت و داماد خويش كرد و بر اثر حمايت او چنگيز بامارت رسيد « 1 » .
به « جهانگشاى جوينى » و « دائرة المعارف اسلامى » تحت كلمهء
« Karakorum »
و « مطلع الشمس » جلد اول رجوع شود .
( 343 )
ص 49 ، سطر 15 : يورت
[ ى ر ت ] ( اسم ) . كلمهايست تركى بمعنى آرامگاه ، منزل ، مسكن ، محل توقف .
( از ناظم الاطباء ) .
( 344 )
ص 49 ، سطر 17 : ايلغار
[ اى ل غار ] ( اسم ) . كلمهايست تركى بمعنى « شبگير » و « شبيخون » . - مسافرتى كه در شب با تندى و چالاكى انجام مىشود ايلغار مىنامند . ( از ناظم الاطباء ) .
( 345 )
ص 49 ، سطر 18 : كالمى
[ كا ل مى ] ( اسم خاص ) : اين نقطه كالمى نيست و به نظر « كال » يا « شورهكال » « 2 » است بمشخصات زير :
چون از مشهد به طرف مرو رويم ابتداء از كال ياقوتى به اقدربند « 3 »
هامش
( 1 ) - در كتاب احوال تراكمه ( نسخهء خطى كتابخانهء ملى به شماره 620 ) از قراقورم بتفصيل سخن رفته و حدود آن بين درياى خزر و رود آمويه آمده است .
( 2 ) - اين نقطه را شورهكال از آن جهت مىگويند كه در بيابان خشك و نمكزار قرار دارد .
( 3 ) - نقطهايست در پانزده فرسخى مشهد .