از امروز بوده است .
به « فرهنگ جغرافيايى ايران » جلد نهم و « مطلع الشمس » اعتماد السلطنه جلد سوم صفحات 15 و 16 و 17 رجوع شود .
( 334 )
ص 47 ، سطر 17 : باباقدرت
[ بابا ق د ر ت ] ( اسم خاص ) . نام نقطهاى بوده نزديك مشهد و بر سر راه مشهد به نيشابور . توضيح آنكه چون از دروازهء خيابان سفلى يا دروازهء عيدگاه مشهد خارج ميشدند ابتداء بحوض باباقدرت « 1 » و بعد به رباط باباقدرت - كه از مستحدثات اسحق خان قرائى بوده - ميرسيدند و پس از عبور از رباط باباقدرت بحوض حاجى سيد تقى زيارت خان مىرفتند و بعد از آن به طرق منزل مىكردند .
( از مطلع الشمس اعتماد السلطنه جلد سوم صفحهء 14 ) .
( 335 )
ص 47 ، سطر 19 : افول
[ ا فو ل ] ( مصدر ) . غايب شدن ، ناپديد شدن .
( از منتهى الارب ) .
( 336 )
ص 47 ، سطر 23 : توارى
[ ت و ا ر ى ] ( مصدر باب تفاعل ) . پوشيده شدن ، مستور شدن .
( از اقرب الموارد ) .
[ ص 48 ]
( 337 )
ص 48 ، سطر 17 : بهار
[ ب هار ] . ( اسم خاص ) . دهى است « 2 » از دهستان تبادكان بخش حومهء شهرستان مشهد ، واقع در 12 كيلومترى شمال مشهد و بر سر راه مالرو عمومى مشهد به كلات . - اين ده در جلگه قرار دارد و آب و هوايش معتدل است .
( از فرهنگ جغرافيايى ايران جلد 9 ) .
( 338 )
ص 48 ، سطر 20 : بسقو
[ ب س قو ] ( اسم ) . اين لغت در فرهنگهاى مورد ارجاع
هامش
( 1 ) - در فرهنگ جغرافيايى ايران از دهكدهاى بنام « باباقدرت » نام برده شده كه بهيچوجه قابل تطبيق با مكان مورد بحث جهانگشا نيست زيرا اين ده در 53 كيلومترى شمال باخترى صفىآباد شهرستان سبزوار واقع است .
( 2 ) - در متن جهانگشا از قلعه بهار نام برده شده كه ظاهرا قلعهء اين ناحيه بوده است .