و سپس به شورجه « 1 » و از آنجا بحشمتآباد ، سه فرسخى شهر ناصرى و در كنار رودخانهء هرات ، ميرسيم . مسير ما تا اينجا در امتداد رودخانهء كشفرود است . بعد از حشمتآباد به « شورهكال » و سپس به « شوجهكل » يك فرسخ دور تر از « شورهكال » خواهيم رسيد . - شورهكال « 2 » قلعه خرابى بوده كه بسابق لشكرها در آنجا مسكن مىكردهاند .
( از سفرنامهء مرو نسخهء خطى كتابخانهء ملى بشمارهء 1365 ) .
( 346 )
ص 49 ، سطر 20 : ماروچاق « 3 »
[ ماروچاق ] ( اسم خاص ) . قريهايست در 32 كيلومترى شمال غربى بالامرغاب ولايت هرات . - واقع در 63 درجه و 7 دقيقه و 30 ثانيه طول شرقى و 35 درجه و 44 دقيقه و 22 ثانيه عرض شمالى .
( از قاموس جغرافيايى افغانستان جلد 3 )
[ ص 50 ]
( 347 )
ص 50 ، سطر 9 : الكا - يا - الگا
[ ا ل كا - يا - گا ] ( اسم ) . ملك ، بوم ، زمين .
( برهان قاطع ) در حاشيهء برهان قاطع حدس زده شده كه اين لغت ممكن است تحريفى از ارتا
( arta )
باشد .
( 348 )
ص 50 ، سطر 9 : سرخس
[ س ر خ س ] ( اسم خاص ) . نام يكى از بخشهاى شهرستان مشهد است كه بخاور اين شهرستان و كنار مرز ايران و شوروى قرار دارد با حدود زير :
خاور : رودخانهء هريرود ؛ شمال خاورى : آستپه تا پل خاتون ؛
هامش
( 1 ) - فرهنگ جغرافيايى ايران آن را « شوريچه » ضبط كرده است .
( 2 ) - كال ظاهرا بمعنى بيابان و صحراء است . زيرا در كتب جغرافيايى خيلى از نقاط را با « كال » مىبينم كه به اين معنى است . اعتماد السلطنه « كال » را بمعنى جا و مقام مىآورد و مىگويد در لسان اهل مازندران بمعنى گود است . از مطلع الشمس ذيل « كالپوش » .
( 3 ) - قاموس جغرافيايى افغانستان آن را « ماروچك » ضبط كرده است . - در پاورقى صفحهء 27 مجمع التواريخ مرعشى آمده : « اصل اين كلمه مروجق است كه بتركى بمعنى مرو كوچك است در مقابل مرو بزرگ يعنى شاهجهان كه يكى از چهار شهر بزرگ و آباد خراسان در ايام قبل از استيلاى مغول بوده . مروجق را در قديم مرود الرود مىگفتند و قدرى در جنوب بالامرغاب حاليه است در كنار نهر مرغاب » . از مقايسه اين قول با قول قاموس جغرافيايى افغانستان معلوم مىشود كه مكان ماروچاق كنونى با ماروچاق قديمى كمى فرق دارد .