[ ص 34 ]
( 274 )
ص 34 ، سطر 3 : عورات
[ ع و ر ا ت ] ( جمع عورة ) . هرچه از ديدن و نمودن آن شرم آيد « عورة » است . - كنايه از اهل بيت و پردگيان مردم است .
( از ناظم الاطباء ) .
( 275 )
ص 34 ، سطر 3 : يرغهمال كردن
[ ى ر غ مال ك ر د ن ] ( مصدر مركب ) .
كفالت و ضمانت كردن . ( از ناظم الاطباء ) .
( 276 )
ص 34 ، سطر 5 : زيرانلو
[ ز ى ران لو ] ( اسم خاص ) . اين نقطه در فرهنگهاى جغرافيايى يافت نشد . ظاهرا « زيدانلو » است و « زيدانلو » نام دو نقطه بحدود درونگر بخش نوخندان شهرستان درهگز است بمشخصات زير :
1 - زيدانلو بالا : ناحيتى است در 9 كيلومترى شمال باخترى نوخندان بر سر راه مالرو عمومى محمد تقى بيك .
2 - زيدانلو پايين : ناحيتى است در 8 كيلومترى شمال باخترى نوخندان بر سر راه مالرو عمومى محمد تقى بيك .
( از فرهنگ جغرافيايى ايران جلد نهم )
( 277 )
ص 34 ، سطر 5 : خبوشان
[ خ بو شان ] ( اسم خاص ) . خبوشان نام ديگر قوچان است « 1 » بمختصات زير :
شمال : مرز ايران و شوروى ؛ خاور : شهرستان درهگز ؛ باختر :
شهرستان بجنورد ؛ جنوب : شهرستان مشهد ؛ هواى اين ناحيه در تابستان معتدل و در زمستان بسيار سرد است .
كوههاى قوچان : شمال كوه هزار مسجد و جنوب كپىكپكان است كه تا شمال تبادكان امتداد دارد و در نقاط مختلف به اسامى : كورداغ ، قرهتپه ، داشبلاغ و بيوك داغ موسوم است .
هامش
( 1 ) - اعتماد السلطنه در شرح سفر 1300 قمرى ناصر الدين شاه بخراسان مىگويد قوچان نام مغولى خبوشان و از نواحى كردنشين خراسانست . ياقوت آن را شهركى در نيشابور قديم مىآورد كه مركزش « استواء » است . حمد اللّه مستوفى آن را شهر وسطى از اقليم چهارم ذكر مىكند كه قصبهء آن « استواء » و بعهد هلاكوخان و ارغون خان تجديد بنا شده است .