تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 521

مساهمون:

ص٥٢١
( 282 )

ص 35 ، سطر 20 : برد

[ ب ر د ] ( اسم ) . سردى ، سرما . ( از منتهى الارب ) .

[ ص 36 ]

( 283 )

ص 36 ، سطر 1 : حواله

[ ح و ا ل ] ( اسم ) . چوب‌بستهاى بزرگى بوده است كه قواى مهاجم براى تسلط بقلعه دشمن درست مىكردند و از آنجا آتش و سنگ بر قلعه دشمن فرو ميريختند . ( از عالم‌آراى نادرى نسخهء چاپ عكسى روسيه ) . ( 284 )

ص 36 ، سطر 3 : تشبث

[ ت ش ب ب ث ] ( مصدر باب تفعل ) . درآويختن ، چنگ‌زدن . ( از منتهى الارب ) . ( 285 )

ص 36 ، سطر 3 : حبل المتين

[ ح ب ل ل م تى ن ] ( تركيب وصفى ، اسم ) . طناب محكم ، كنايه از عهد استوار است . ( از ناظم الاطباء ) . ( 286 )

ص 36 ، سطر 6 : باغواده « 1 »

[ با غ و ا د ] ( اسم خاص ) . نام ناحيتى بوده بحدود نسا و ابيورد . فرهنگ جغرافيايى ايران از ذكر اين نقطه ساكت است « 2 » به « عالم‌آراى عباسى » « 3 » و پاورقى صفحه 13 كتاب « شيرمرداتك » رجوع شود . ( 287 )

ص 36 ، سطر 6 : كوندوزلو

[ كو ند و ز لو ] ( اسم خاص ) . نام فرقه‌اى از افشاريه است كه بحدود دره‌گز كنونى يورت داشته‌اند . به « مرآت البلدان » جلد اول رجوع شود .
هامش
( 1 ) - عالم‌آراء عباسى آن را « باغباد » ضبط كرده در نسخ متعدد جهانگشا « باغواده » و « باغباده » و « باغباد » هر سه آمده است از آنجا كه حدس استعمال هر سه نام بوسيله ميرزا مهدى خان ميرفت لذا در متن هر سه نام آورده شد . در صفحه 35 ترجمهء فارسى نادر شاه تأليف لكهارت اين كلمه باشتباه « بغداد » ضبط شده است . ( 2 ) - چون حدود دره‌گز تا حدى با ابيورد تطبيق مىكند بايستى « باغباده » در حدود دره‌گز كنونى باشد . ( 3 ) - عالم‌آراى عباسى باغباد را يورت تركمانان صاين خانى ذكر مىكند در صورتى كه ميرزا مهدى خان آن را يورت ايل كوندوزلو مىآورد .