« گودسلوك « 1 » » بمشخصات زير اسم مىبرد كه به نظر همان نقطه مورد بحث است :
دهى از دهستان تبادكان بخش حومهء وارداك شهرستان مشهد ، واقع در يك كيلومترى خاور مشهد .
( 267 )
ص 32 ، سطر 18 : اماله
[ ا مال ] ( مصدر باب افعال ) . برگردانيدن ، خم دادن .
( از منتهى الارب ) .
( 268 )
ص 32 ، سطر 22 : يامخانه « 2 »
[ يام خان ] ( اسم خاص ) . نام قريه بسيار كوچكى بوده در قرب مشهد و بشمال آن كه فعلا وجود ندارد .
از حاشيهء « نسخهء خطى ط »
[ ص 33 ]
( 269 )
ص 33 ، سطر 10 : جمشگزك - يا - چمشگزك « 3 »
[ ج - يا - چ م ش گ ز ك ] ( اسم خاص ) .
نام يكى از ايلات قديمى ايرانست . اين ايل بعقيده درسم « 4 » از شيعيان كرد است كه هزار نفر از آنها به خدمت حكومت صفوى درآمدند و شاهان صفوى نيز عدهاى از آنها را از « خوار » و « ورامين » كوچانيده بخراسان بردند . « 5 »
به « عالمآراى عباسى » و « تعليقهء مينورسكى بر تذكرة الملوك » و
هامش
( 1 ) - ظاهرا مؤلفين فرهنگ جغرافيايى ايران در ضبط اين كلمه اشتباه كردهاند زيرا در تداول مردم مشهد اين نام « گوسلوك » است نه « گودسلوك » و « گوسلوك » نيز تلفظ عاميانه « گاوسلوك » مىباشد .
( 2 ) - يام اسبى را گويند كه در هر منزلى بگذارند تا قاصدى كه بسرعت رود بر آن سوار شود تا منزل ديگر . ( برهان قاطع ) . در حاشيهء مطلع الشمس يام لغت مغولى بمعنى چاپار و چاپارخانه آمده است . غالبا مراكز پستى در بين راهها همراه با آباديهاى كوچكى بوده كه از كاركنان اداره پست تشكيل ميشده است . اين آبادىها پس از ترك شدن آن مسير پستى از بين ميرفتهاند .
در فرهنگ جغرافيايى ايران از دو دهكده بنام « يام » نام برده شده كه هيچيك بما نحن فيه نمىخورد .
( 3 ) - مينورسكى نام ديگر اين ايل را و « چمشگزكلو » و « مجمع التواريخ » و بعضى از نسخ جهانگشا « چمشگزك » آوردهاند . در متن به علت استعمال هر دو نام ، « جمشگزك » و « چمشگزك » - هر دو - آورده شد .
( 4 ) -Dersim( 5 ) - اعتماد السلطنه در مطلع الشمس مىآورد : جمشگزك ايلى از اكراد آخال نشين بوده كه پس از ضعف حكومت مركزى از يورت خود فرار و به يورت گرايلى كه قوچان و شيروان و بجنورد و سملقان باشد حمله بردند و بجاى آنها در اين نواحى سكونت كردند تيرههاى : زعفرانلو ، شادلو ، كافرانلو ، عمارلو ، قراچورلو از اين ايل است .