تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 488

مساهمون:

ص٤٨٨
از جزاير خالدات « عو » و عرض آن از خط استواء « لطم » است در آنجا كليسيايى است در غايت عظمت چنان كه عالىتر از آن عمارت در آن ملك نيست و درو گنبد عالى بود ، پنجاه گز در پنجاه گز و بعض از طاق آن گنبد ، شب ولادت حضرت رسول فرود آمد و چندانكه مىخواهند كه باز جاى كنند عمارت نمىپذيرد و فرود مىآيد و در برابر آن كليسيا مسجدى بر شكل كعبه ، طول و عرض آن مانند كعبهء مسلمانان ساخته‌اند و آن را نمودار كعبه مىخوانند . » به « نزهت القلوب » و « قاموس الاعلام تركى » رجوع شود . ( 170 )

ص 18 ، سطر 7 : گرجستان « 1 »

[ گ ر ج س تان ] ( اسم خاص ) . نام ناحيتى است بآنطرف رود « كر » و بنابر قول مستوفى حدود آن تا ولايات « اران » و « ارمن » و « روم » امتداد دارد . مردم اين ناحيه تا قرن هشتم هجرى آيين اسلام نپذيرفتند و بر اثر فتوحات « تيمور » مسلمان شدند . « 2 » به « نزهت القلوب » و « معجم البلدان » و « سرزمينهاى خلافت شرقى » و « سفرنامهء گرجستان » نسخهء خطى كتابخانهء ملى بشمارهء 1865 . و « قاموس الاعلام تركى » رجوع شود . ( 171 )

ص 18 ، سطر 10 : چارموجه

[ چا ر م و ج - يا - ج ] ( اسم ) : گرداب . ( از ناظم الاطباء ) . ( 172 )

ص 18 ، سطر 11 : تفليس

[ ت ف لى س ] « 3 » ( اسم خاص ) . حمد اللّه مستوفى
هامش
( 1 ) - لسترنج مىگويد فرنگيان گرجستان را « جورجيا » تلفظ مىكنند و ياقوت آن را « جرزان » بضم جيم و سكون راء ضبط كرده است . ( 2 ) - مستوفى شهرهاى معروف آن را : « الان » ، « انى » ، « تفليس » ، « خنان » و « قارص » مىآورد . براى اطلاع از زبان و اوضاع اجتماعى اهالى آن به « گلستان ارم » ( نسخهء خطى كتابخانهء ملى به شماره 2368 ) رجوع شود . در كتاب جغرافياى سياسى ممالك همجوار ص 119 وضع فعلى گرجستان چنين آمده : در 26 مه 1918 م . شوراى ملى گرجستان در تفليس استقلال اين كشور را اعلام و در 25 فوريه 1921 م . آن كشور بعنوان جمهورى شوروى سوسياليستى درآمد . بعدها بسال 1936 م . يكى از جمهورىهاى اتحاد جماهير شوروى شناخته شد . - مساحت آن 76200 كيلومتر مربع و كوههاى قفقاز در شمال آن است . ( 3 ) - ياقوت آن را بفتح « تاء » ضبط كرده و جايگاهش را از قول بعضى بارمنيه و از قول بعض ديگر به اران مىآورد و مىگويد اين شهر قصبهء جرزان ( گرجستان ) و نزديك باب الابواب مىباشد .
جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 488 | ميرزا مهدي خان استر آبادى