برودخانه ديوار ندارد و از شهر بقلعهء ايروان تقريبا سه هزار قدم مسافت است ، كلمهء ايروان به زبان ارمنى بمعنى « منظر » است و در تسميهء اين شهر به اين اسم گويند كشتى نوح بعد از آنكه در قلهء « آغرىداغ » فرود آمد و آبى كه محاط باقطار و اقطاع زمين بود بمدلول آيهء كريمه :
« يا أَرْضُ ابْلَعِي ماءَكِ . . . »
به زمين فرو رفت ، اول صحرائى كه به نظر آمد دشت « ايروان » بود « 1 » لهذا به اين اسم موسوم شد .
« شاردن » ازين شهر ديدن كرده و مىنويسد ايروان شهر بزرگى است و با وجود باغها و اشجار زياد كه در داخل شهر غرس شده است ، معهذا كثيف مىباشد و عمارات عاليه ندارد و اطرافش كوهستان است . دو رودخانه يكى بزرگ موسوم به « زنگىچاى » و ديگر كوچك معروف به « قرخبلاغ » اولى از خارج شهر و دومى از وسط آن مىگذرد . قلعهء ايروان كه در خارج شهر مىباشد خود شهركى است و اهالى آن از مسلمانان ايران مىباشند .
ارامنه را به آنجا دكاكينى است كه روز بدكان آمده مشغول كسب و كار مىشوند و شب چون در قلعه منزلگاهى ندارند به شهر مىروند . دو هزار سپاهى از جانب شاهان ايران در ايروان ساخلو است و چند عراده توپ هميشه بآنجاست .
عمارت حاكم در قلعهء ايروان قرار دارد و به روى رودخانهء « زنگىچاى » نظر مىاندازد .
اعتماد السلطنه ( صاحب مرآت البلدان ) مىگويد من قلعهء « ايروان » را ديدم و از عمارت عالىى كه شاردن وصف كرده جز خرابهء ان اثرى نبود .
شاردن مىگويد در « ايروان » ميدان مربع بزرگى است كه داراى درختان است و درين ميدان اسبدوانى مىكنند . اعتماد السلطنه مىگويد آن ميدان فعلا موجود است .
در ده فرسخى ايروان بجانب « تفليس » درياچه شيرين واقع است كه سرچشمهء
هامش
( 1 ) - محققان واقفند كه اين گونه فقه اللغه را مبناى علمى نيست .