تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 486

مساهمون:

ص٤٨٦
دربند و حاجى ترخان از توابع روسيه . هواى آن سرد و مردم آن ترك‌زبان و اكثر حنفى مذهب و قليلى اماميه و نصارىاند . شيروانى مىگويد من اين نقطه را نديده و با مردمش برخورد نكرده‌ام ولى كسان زيادى را ديده‌ام كه به قزلار رفته‌اند . به « بستان السياحه » و « تاريخ داغستان » نسخهء خطى كتابخانهء ملى بشمارهء 2368 رجوع شود . ( 164 )

ص 17 ، سطر 20 : دربند

[ د ر ب ن د ] ( اسم خاص ) . دربند ، كه اعراب « باب الابواب » مىنامند ، در آخرين نقطهء شمالى ايالت شيروان قرار دارد و از معروفترين بنادر درياى خزر مىباشد . ابن حوقل اين شهر را از اردبيل ، كرسى ايالت آذربايجان ، بزرگتر مىداند و مىگويد در وسط اين بندر ، لنگرگاه سفاين است و درين لنگرگاه ، كه از دريا به داخل پيش رفته ، بنائى است ، مانند سدى بين دو كوه مشرف بر لنگرگاه ، و در دهانهء لنگرگاه جايى كه كشتىها بدان داخل ميشوند زنجيرى كشيده شده و برين زنجير قفلى زده‌اند چنان كه هيچ كشتى نمىتواند از آنجا خارج و داخل شود مگر با اجازه كسى كه مأمور اين كار است . سد مزبور از سنگ و سرب ساخته شده و گرد خود شهر نيز باروى مرتفعى از سنگ است كه چندين برج و دو دروازه دارد : دروازهء بزرگ و دروازهء كوچك . اين شهر از مناطق اسلامى و از اطراف محاط بممالك اهل كفر است . به « سرزمينهاى خلافت شرقى » و « نزهت القلوب » و « مرات البلدان » جلد اول رجوع شود . ( 165 )

ص 17 ، سطر 21 : اعدا عدو

[ ا ع د ا ع د و و ] ( تركيب اضافى - اضافه افعل التفضيل بمعمول ) . سخت دشمن ، دشمن بزرگ . ( از ناظم الاطباء ) .

[ ص 18 ]

( 166 )

ص 18 ، سطر 2 : بادكوبه

[ باد كو ب ] ( اسم خاص ) . بندريست بساحل « درياى