كه فقط گناهشان اين بود كه اتفاق كرده او را قبل از فوت محمود بسلطنت برداشته بقتل آورد . . . و بر سر جمع افعال اواخر ايام محمود را انكار بليغ و اكراه شديد نمود و حكم كرد تا مادر محمود يكشب در ميدان با كشتگان بسر برد و بعد از آن فرمود تا جسدهاى ايشان را باحترام تمام در جنازه گذارده بقم برده مدفون ساختند . . . . اين افغانى محيل براى آنكه مردم را خوب رام كند تاج شاهى را برد و در پاى سلطان حسين بيچاره گذاشت و اصرار كرد كه بر سر گذارد و پاى بر سرير نهد . سلطان حسين ازين معنى ابا كرد گفت من عزت و آسودگى را در عزلت و غنودگى يافتهام . بالاخره مجلس تقليدبازى باينجا ختم شد كه سلطان حسين باصرار با دست خود تاج بر سر اشرف گذاشت . »
[ ص 17 ]
( 156 )
ص 17 ، سطر 3 : فرضه
[ ف ر ض ] ( اسم ) . دهانهء حوى ، رخنهاى كه از آن آب كشند .
جاى درآمدن بكشتى از لب دريا . ( از منتهى الارب ) .
( 157 )
ص 17 ، سطر 7 : تفويض
[ ت ف و ى ض ] ( مصدر باب تفعيل ) . سپردن ، واگذار كردن ، تسليم كردن . ( از منتهى الارب ) .
( 158 )
ص 17 ، سطر 7 : نيازآباد
[ ن يا ز عا با د ] ( اسم خاص ) . نام نقطهاى بوده است در منتهى اليه شمال غربى ايالات دار المرز و غرب درياى خزر « 1 » و از قرار نوشتهء « سايكس » بايد در حوالى ملتقاى رود « كر » و « ارس » باشد .
( 159 )
ص 17 ، سطر 15 : كهدم
[ ك ه د م ] ( اسم خاص ) . نام ناحيتى است به گيلان و مينورسكى محل آن را « در كنار كانال سفيدرود آنجا كه سفيدرود از كوه خارج مىشود » ذكر مىكند . « 2 »
به « تعليقهء مينورسكى بر تذكرة الملوك » ص 201 و « عالمآراى عباسى » رجوع شود .
( 160 )
ص 17 ، سطر 17 : ماسوله
[ ما سو ل ] ( اسم خاص ) . نام ناحيتى است كوهستانى واقع در
هامش
( 1 ) - در عبرتنامه نسخهء خطى كتابخانهء ملى بشمارهء 355 نيازآباد نزديك شيروان در كنار بحر خزر آمده است .
( 2 ) - اين كلمه « كوهدم » نيز ضبط شده است .