تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 481

مساهمون:

ص٤٨١
( 152 )

ص 16 ، سطر 18 : آوا

[ عا و ا ] ( اسم ) . آواز ، صوت ، آهنگ صدا . ( از ناظم الاطباء ) . ( 153 )

ص 16 ، سطر 18 : كس فرستاده محمود را در خفيه هلاك كرد :

سرجان ملكم مرض محمود و روزهاى آخر او را چنين شرح مىدهد : « بالجمله بعد از مراجعت از سفر يزد ، محمود چون صورت حال بدين منوال يافت و سرپنجهء عقلش از حل عقدهء مشكلات عاجز ماند باميد مدد غيبى ميل رياضت كرد تا شايد بسبب نخوردن غذا مالك ملك هوا و لوا شود . بعضى درين باب حركت او را نسبت بجنون داده‌اند و فى الحقيقه اگر جنون نبود وسواس غريبى بود . منشاء اين خيال آنكه يكى از عقايد هنود است كه روح چون از عوايق جسمانى رهد ، بعوالم روحانى رسد . اين را « تاپاسا » گويند و اين عقيده از هندوستان به تمام ممالك آسيا رفته است . چنانچه متصوفهء ايران و فقراى اسلام و جوكيان هنود به جهت انجام اين مطلب كه بعبارة اخرى غلبه بر نفس خوانند رياضتهاى شاقه مىكشند و تا چند روز بهيچوجه غذايى كه بدل مايتحلل بدن باشد نميخورند مگر گاهى پاره‌اى نان خشكى و شربت آبى ، و در عرض اينمدت خيال را متوجه شيئ واحد مىسازند و على الاتصال ذكر مىگويند تا اينكه به خيال خود بروز تجليات الهيه و مطالب حقه بر ايشان مىشود . فى الحقيقه اينها هيچ نيست . مگر پريشانى قوه متفكره و عروض خيالات واهيه كه سبب آن فقدان غذا و مشقتى است كه بر بدن وارد مىشود و اين عادت در بلاد افاغنه نيز شيوع و عموم دارد . محمود به اين اميد كه در زاويهء رياضت راه خلاصى از باديهء هلاكت جويد يا به اين گمان كه چون كارى نتوانستيم كرد شايد مولى خود كارى بكند دخمهء تاريكى اختيار كرد و تا چهارده پانزده روز بدون آنكه غذايى صرف كند آنجا بسر برد و چون بيرون آمد از چهرهء زرد و جسم لاغر و چشم گسيختهء او به خوبى استنباط ميشد كه سيلى صدمه صورت نوعى مزاجش را تغيير داده است بعد از آن
جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 481 | ميرزا مهدي خان استر آبادى