تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 482

مساهمون:

ص٤٨٢
ديگرروى آرام نديد و شدت سودا چنان بر دماغش راه يافت كه بهر كس گمان بد بردى و باندك چيزى از جاى جستى حتى آنكه اگر يكى از دوستانش نزد وى شدى پنداشتى كه ارادهء قتل او دارد در اين حالت بود كه صفى ميرزا پسر بزرگ شاه سلطان حسين از اصفهان گريخت بدون اينكه بتحقيق مطلب پردازد حكم كرد كه جميع فرزندان خانواده سلطنت را جز شاه سلطان حسين بقتل رسانند . جميع شاهزادگان را در يكى از صحنهاى سرا جمع كرده ، محمود خود با يك دو نفر از خواص خود بقتل ايشان پرداخت « 1 » . شيخ محمد على حزين گويد كه سى و نه نفر شاهزاده در آن روز شربت ممات چشيدند . محرران فرنگستان بيشتر مىنويسند . يكى از ايشان گويد كه از ميانهء شاهزادگان دو طفل كه از همه خردتر بودند بشاه سلطان حسين پناه بردند ، پدر فرزندان خود را در آغوش گرفت . محمود قدم پيش گذاشته خنجر بجانب يكى از ايشان انداخت خنجر ببازوى شاه سلطان حسين آمد و خون جارى شد محمود را با همهء بيرحمى چون نظر بر زخم پادشاه بيچاره افتاد غضبش تسكين يافت و آن دو طفل از چنگ اجل رستند « 2 » و اثرى كه اين عمل در دماغش كرد سبب ماليخولياى عظيم شده بديوانگى سخت كشيد . شيخ محمد على حزين گويد چنان ديوانه گشت كه گوشت خود را كنده
هامش
( 1 ) - در زبدة التواريخ نسخهء خطى كتابخانهء ملى ( شمارهء 1266 ) آمده است : « بعد از چند روزى بعنوان سير محمود بعمارت دمورقاپوى كه شاهزاده‌ها آنجا مىبودند رفته دوازده نفر پسرهاى نواب مالك رقاب - شاه سلطان حسين - و شش نفر برادرهاى آنمظلوم را آن كافر بىرحم خود بقتل رسانيده يكنفر طفل هفت ساله باقر ميرزا نام ، كه بسبب طفوليت در نزد پدرش - مالك رقاب - بود آنمظلوم به آن طفل مشغول بود ، آن مردود بىدين در دامن پدر او را شهيد كرده بعد از آنجا بيرون آمده بعد از دورى آزارى بهمرسانيده كه هر دو دست خود را بدندان جويده و تمام گوشت بدن خود را بدندان كنده و در مدت ايام آن آزار ، غذاى آن مردود نجاست بود كه فضلهء خود را مىخورد و به غير از فضلهء خود هرچه مىديد دور مىانداخت » ( 2 ) - در عبرت‌نامه نسخهء خطى كتابخانهء ملى بشمارهء 355 تعداد شاهزادگان مقتول صد و پنجاه و اندى آمده است .
جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 482 | ميرزا مهدي خان استر آبادى