تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 476

مساهمون:

ص٤٧٦
( 115 )

ص 13 ، سطر 5 : خفتان

[ خ ف تا ن ] ( اسم ) . اين لغت به صورت « خفدان » نيز ضبط شده و آن نوعى از جبه و جوشن است كه در روز جنگ مىپوشند . ( از آنندراج ) ( 116 )

ص 13 ، سطر 5 : درع

[ د ر ع ] ( اسم ) . زره آهنى . ج : ادرع [ ا د ر ع ] ، ادراع ، دروع . ( آنندراج ) . ( 117 )

ص 13 ، سطر 7 :

ظاهرا اين تاريخ بايد بيستم جمادى الاولى باشد . ( 118 )

ص 13 ، سطر 8 : كلون‌آباد « 1 »

[ ك لو ن عا با د ] ( اسم خاص ) . دهى است از دهستانهاى حومهء اصفهان ، تابع قصبهء قهاب ، اين ده در 21 كيلومترى خاور اصفهان و بر سر راه شوسه واقع است . به « فرهنگ جغرافيايى ايران » جلد دهم و « نصف جهان فى تعريف اصفهان » « 2 » ( نسخهء عكسى كتابخانهء ملى ) رجوع شود . ( 119 )

ص 13 ، سطر 12 : فرح‌آباد

[ ف ر ح عا با د ] ( اسم خاص ) . نام قصر تابستانى شاه سلطان حسين صفوى بوده بسه ميلى اصفهان . اين قصر بسيار مستحكم ساخته شده بود و باستيانهاى زياد داشت . - شاه سلطان حسين صفوى نيز در آن ايام نيروى عمده‌اى در آنجا متمركز كرده بود . به « تاريخ ملكم » و « تاريخ ايران سايكس » جلد دوم ص 353 و « تاريخ نادر شاه لكهارت » و « مرآت البلدان » جلد اول ذيل كلمهء « اصفهان » و « كتاب نصف جهان فى تعريف اصفهان » ( نسخهء عكس كتابخانهء ملى ) رجوع شود . ( 120 )

ص 13 ، سطر 13 : سيبه

[ سى ب ] ( اسم ) . لغتى است تركى بمعنى مورچل و آن خندقى باشد كه در پناه آن جنگ كنند « 3 » . ( از آنندراج ) . ( 121 )

ص 13 ، سطر 15 : حمل

[ ح م ل ] ( اسم خاص ) . نام برج اول از افلاك است و آن برج
هامش
( 1 ) - اين نام در « فرهنگ جغرافيايى ايران » و « مجمع التواريخ » و « نصف جهان . . . » با كاف فارسى و در نسخ متعدد « جهانگشا » با كاف عربى آمده است . در متن رعايت ضبط نسخ « جهانگشا » شد . ( 2 ) - در نسخهء « نصف جهان . . . » نام ديگر اين محل « جيلون‌آباد » آمده و نويسنده آن كتاب جنگ « گلون‌آباد » را بتفصيل بيان كرده است . ( 3 ) - در حاشيهء « مجمع التواريخ » اين كلمه چنين تعريف شده است : سيبه يا « سيبا » كلمه‌ايست تركى بمعنى سنگر و خاكى كه براى حفظ لشكر در جلوى آن توده كنند . ( ص 8 ) .