به صورت ميش نر است صاحب دو شاخ ، سر او به طرف مغرب و دم او به طرف مشرق و پشت بشمال و پا بجنوب ، و متوجه شده است بسوى پشت خود . روزى كه آفتاب درين برج داخل شود آن روز « نوروز » است . شرف آفتاب درين برج مىشود و مدت ماندن آفتاب را درين برج فروردين گويند . ( از آنندراج )
( 122 )
ص 13 ، سطر 15 : رايت
[ ر اى ت ] ( اسم ) . علم ، درفش ، لوا ، ج : رايات .
( از ناظم الاطباء ) .
( 123 )
ص 13 ، سطر 15 : اعتلاء
[ ا ع ت لاء ] ( مصدر ثلاثى مزيد باب افتعال ) . بلند شدن . « 1 »
( از ناظم الاطباء )
( 124 )
ص 13 ، سطر 16 : افغان
[ ا ف غا ن ] ( اسم ) . فرياد ، زارى . ( آنندراج ) :
افغان ز تو شوخ نامسلمان افغان * افغان ز تو آفت دل و جان افغان
افغان بچه در دل تو رحمى نيست * از دست تو افغان بچه افغان افغان .
( نقل از آنندراج ) .
( 125 )
ص 13 ، سطر 16 : هزاردستان « 2 »
[ ه ز ا ر د س تا ن ] ( اسم ) . بلبل .
( از برهان قاطع ) .
( 126 )
ص 13 ، سطر 19 : امداد
[ ا م د ا د ] ( مصدر باب افعال ) . يارى دادن لشكر را از غير خود .
( از ناظم الاطباء ) .
[ ص 14 ]
( 127 )
ص 14 ، سطر 1 : دمورقاپو « 3 »
[ د مو ر قا پو ] ( اسم خاص ) . دمورقاپو نام يكى از باغهاى وسيع - تقريبا بمساحت بيست هزار متر مربع - دورهء صفوى باصفهان
هامش
( 1 ) - اين مصدر به صورت لازم و متعدى هر دو استعمال مىشود .
( 2 ) - اين نام به صورت « هزارداستان » نيز ضبط شده است .
( 3 ) - در محاورات مردم اصفهان و « مجمع التواريخ » مرعشى اين نام « دميرقاپى » آمده ؛ « دمور » بتركى « آهن » و « قاپو » بمعنى « در » است .