تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 479

مساهمون:

ص٤٧٩
( 134 )

ص 14 ، سطر 17 : خاييدن

[ خا يى د ن ] ( مصدر ) . بدندان نرم كردن و جويدن باشد . ( برهان قاطع ) . ( 135 )

ص 14 ، سطر 18 : توتياى غوره

[ توتياى غور ] ( تركيب اضافى ) . توتيايى كه در آب غوره خيسانده مىشود « 1 » . ( از فرهنگ نظام ) . ( 136 )

ص 14 ، سطر 20 : لوزينه

[ ل و ز ى ن - يا - ن ] ( اسم ) . هر نانخورشى كه در آن مغز بادام كرده باشند . هر حلوايى كه از مغز بادام ساخته باشند . ( از ناظم الاطباء ) . ( 137 )

ص 14 ، سطر 20 : جوع

[ جو ع ] ( اسم مصدر ) . گرسنگى ( از منتهى الارب ) . ( 138 )

ص 14 ، سطر 21 : پى نخود سياه فرستادن :

نظير « پى قوطى بگير بنشان فرستادن » چون مادر مشغول كارى باشد و كودك خردسال او با گريه يا بازيگوشى او را از كار بازدارد و مادر او را باطاق يا خانه ديگر فرستاده گويد : « برو قوطى بگير بنشان را بياور » . طفل چون معنى اين جمله را نمىداند اگر برود و پيغام بگويد شنونده داند كه مادر او مشغول كاريست و طفل را بايد مدتى در آنجا سرگرم و مشغول داشت . مثل را در جايى گويند كه كسى را ببهانه‌اى ارجاع كارى از سرباز كنند . نظير : « سرش را بيخ طاق كوبيدن . » ( از امثال و حكم دهخدا ) .

[ ص 15 ]

( 139 )

ص 15 ، سطر 1 : جاورس

[ جا و ر س ] ( اسم ) . نوعى از غله است كه گاورس نيز مىگويند . « 2 » ( از ناظم الاطباء ) ( 140 )

ص 15 ، سطر 1 : مته بخشخاش گذاشتن .

نظير : « مو از ماست كشيدن . » نهايت دقت در كارى كردن ، خرده نگرش بودن . ( از امثال و حكم دهخدا )
هامش
( 1 ) - آنندراج اين نوع توتيا را چنين آورده : توتيايى است كه ادويهء چند در آب غوره انگور صلايه كنند و براى تقويت بصارت در چشم كشند . وحيد گويد :علاج خويش كن از توتياى غورهء مى * ترا كه ديده بگلهاى باغ روشن نيست .( 2 ) - در فرهنگ « اشتنگاس » لفظ انگليسى آن« Millet »آمده است .