تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 473

مساهمون:

ص٤٧٣
او را به خيال بازگشت بقندهار انداخت و بدربار پيشنهاد كرد كه با اخذ مبلغى وجه و ازدواج با يكى از شاهزادگان صفوى حاضر بعقب‌نشينى است . ايرانيان به اين دو شرط او توجّه نكردند و جواب منفى به او دادند . محمود ازين جواب عصبانى شد و حلقهء محاصرهء اصفهانرا تنگتر كرد و با غارت كاروانيانى كه به اصفهان خواربار مىآوردند قحطعى وحشتناكى در آنجا پديد آورد . گرچه در دوران محاصرهء اصفهان ملك محمود سيستانى به قصد كمك اهالى اصفهان حركت كرد و موجب تقويت روحى اهالى آنجا شد ولى او هم بدبختانه با اخذ رشوتى از طرف افغانان بخراسان پس نشست . از حوادث قابل تحسين اين دوران دفاع دليرانهء مردم قصبهء « بن اصفهان » در برابر غلجائيان است . توضيح آنكه امان اللّه افغان پس از قطع قافله خواربار لارستان مصادف با ضربت شديد اهالى بن اصفهان شد . گرچه محمود براى تقويت او كس فرستاد ، ولى حملهء آنها بقدرى سريع بود كه كمك محمود كارى از پيش نبرد و درين مبارزه يك برادر و عمو و دو پسر عموى محمود باسارت رفتند . محمود از شاه ايران آزادى آنان را خواستار شد ولى هنوز فرستادگان شاه به بن اصفهان نرسيده بودند كه اسراء از طرف اهالى كشته شدند و اين عمل باعث شد كه محمود همه زندانيان ايرانى را بكشد و بفرح‌آباد عقب نشيند . بارى شدت قحط و غلا در اصفهان به آنجا رسيد كه مردم مردم مىخوردند و يك روز اهالى بعزم رفع محاصره بدربار رفتند و از نيّت خود شاه را باخبر كردند . درين وقت محمد آغاى مزبور از ناراحتى مردم استفاده كرد و با كمك آنها ضربت سخت ديگرى بر محاصره‌كنندگان زد ولى درين بار هم شاه غافل و نالايق و درباريان خائن و پست در ازاء كمك به او در تضعيف او كوشيدند ، و حتى شاه گفت كه اين فضوليها به او نيامده است ، و بر اثر اين ناجوانمرديها محمد آغا
جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 473 | ميرزا مهدي خان استر آبادى