براى اطلاع بيشتر به « تاريخ ايران سايكس » و « سرجان ملكم » و « روضة الصفا » ناصرى رجوع شود .
[ ص 12 ]
( 109 )
ص 12 ، سطر 3 : اصغاء
[ ا ص غا ء ] ( مصدر باب افعال ) . گوش داشتن بسخن كسى .
( از منتهى الارب ) .
( 110 )
ص 12 ، سطر 4 : القاء
[ ا ل قا ء ] ( مصدر باب افعال ) . افكندن .
( از منتهى الارب ) .
( 111 )
ص 12 ، سطر 18 : هزاره
[ ه ز ا ر ] ( اسم خاص ) . نام يكى از طوايف افغانستان است كه در قلعهنو « 1 » بادغيسات زندگى مىكنند . بارتلد آنها را از اقوام مغولى مىداند كه در قرن سيزدهم ميلادى بسرزمين افغانان آمدند .
از « روضة الصفا » جلد دهم ذيل « ذكر مأموريت سپاه ظفرپناه بسردارى جناب آصف الدوله اللّه يار خان » و « تذكرهء جغرافياى ايران » تأليف بارتلد ترجمهء سردادور صفحهء 101
[ ص 13 ]
( 112 )
ص 13 ، سطر 2 : استمهال
[ ا س ت م ها ل ] ( مصدر باب استفعال ) . مهلت خواستن .
( از ناظم الاطباء )
( 113 )
ص 13 ، سطر 3 : تمهيد
[ ت م هى د ] ( مصدر باب تفعيل ) . بند و بست كردن . ( از ناظم الاطباء ) ، آماده كردن ، مهيا كردن .
( 114 )
ص 13 ، سطر 4 : جبهخانه
[ ج ب ب خا ن ] « 2 » ( اسم مركب ) . اسلحهخانه ، قورخانه ، مخزن لشكر . ( از لغتنامهء دهخدا ذيل كلمهء « خانه » ) .
هامش
( 1 ) - قاموس جغرافيايى افغانستان ( جلد سوم ) مشخصات جغرافيايى « قلعهنو » را چنين مىآورد :
شهريست مركز بادغيسات هرات كه بين 63 درجه و 7 دقيقه طول شرقى و 34 درجه و 59 دقيقه و 25 ثانيه عرض شمالى واقع و از كابل ، به راه هرات ، 1246 كيلومتر و از هرات 165 كيلومتر فاصله دارد . شيروانى يورت آنها را بزرگتر و با حدود زير ذكر مىكند :
مشرق : ولايت چترال و جبال بدخشان ؛ مغرب : خراسان ؛ جنوب : زابل و كابل ؛ شمال : ارض طخارستان ؛ و همو مىگويد در حدود دو ماه طول مىكشد تا اين يورت پيموده شود . ( از بستان السياحه )
( 2 ) - ضبط ديگر اين لغت « جباخانه » است .