او با حملهاى او را از پا درآورد - عملى كه در عرف نظامى بدفاع موسوم است - اين نظر بشدت از طرف والى عربستان كه در جلسه حضور داشت طرد شد و او شاه را از دفاع در برابر مشتى افغانى بىسروپا منع كرد و گفت اين گونه مدافعه وهن بزرگى به تو و خاندان تو است . بهتر آنست كه در حمله كوشيده شود . نظر والى عربستان باتفاق آراء پذيرفته شد و حمله جاى دفاع را گرفت .
لشكر ايران به آن روزها در حدود پنجاه هزار تن با توپخانه بسيار قوى بود ، و در سه قسمت بجدال پرداخت : دو جناح در حدود سى هزار تن و يك قلب در حدود 15 هزار تن باضافه سواره نظام والى عربستان و لرستان و افراد توپخانه بر جناح راست لشكر ايران رستم خان رئيس گارد « 1 » سلطنتى فرماندهى مىكرد و جناح چپ زير نظر وزير شاه سلطان حسين عمل مىنمود ، والى لرستان در تحت فرمان والى عربستان قرار داشت . رياست كل قوا نيز بدست رستم خان فرماندهء جناح راست بود . - در مقابل اين طرح عملياتى ارتش ايران محمود قواى خود را در چهار قسمت بجنگ كشيد : جناح راست او را امان اللّه خان افغان و جناح چپ را زردشتيان و قلب را خود او با بهترين افراد رزمجوى افغانى اداره مىكرد و عقب لشكرش صد عراده توپ كوچك زنبورك او قرار داشت ، و به اين طرح جنگ گلونآباد آغاز شد . ابتداء سوار نظام والى عربستان بر جناح چپ محمود زد و چنان بسرعت عمل كرد كه محموديان عقب نشستند و اعراب شروع بغارت آنان كردند . جناح چپ ايران نيز دست بحمله برد و افغانها را عقب نشاند . در اين وقت افغانها با يك مانور ماهرانه بشتران زنبورك خود ، كه در عقب اردو قرار داشتند ، اجازه ورود بعمليات را داده و با پرده برداشتن از روى آنها و آتش مستمر و شديد روى ارتش ايران موجب از هم پاشيدگى جناح چپ لشكر ايران شدند . افغانها بدون تأنى ازين فرصت استفاده كردند و خود را به عقب
هامش
( 1 ) - در مجمع التواريخ « قوللر آغاسى » آمده است . ( صفحه 49 )