تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 452

مساهمون:

ص٤٥٢
آمدند و تقاضاى تسليم كردند ، مشروط بر اينكه عفو عمومى درباره آنان صادر شود . كيخسرو خان كه تشنه انتقام بود اين شرط را نپذيرفت و گفت
هامش
- و اين معنى موجب وهن احوال شما و قلت منافع خواهد بود . بهتر آنست كه بالفعل مردمى كه داخل قلعه شده‌اند باز بايد طلبيد و مقدمهء محاربه را طول بايد داد تا صعوبت اين امر در نظرها موجب عظم اين كار گردد و دست‌آويزى براى خرج خزاين بدست آيد . خسرو خان از بخت‌برگشتگى و سوء تدبير مردم را از دروازهء قلعه بقهر و جبر بازگردانيد . و درين بين امير اويس وقت شب چون بعد از جنگ با ابدالى فتح كرده مراجعت نمود لشكر خود را در جاى خود نيافت وهم و هراس بر او مستولى گرديد ، ميخواست از همانجا روانهء قلات علزه‌اى ، كه مسكن اصلى او بود گردد ، بعضى از افاغنه كه رفيق او بودند گفتند كه مصلحت در اين است كه اول تحقيق بايد كرد كه بر قلعهء قندهار چه آمد اگر بتسخير قزلباش درآمده باشد ، چنان كه ظاهر ظن و گمان همين است ، پس گريختن و و خود را بمساكن خود رسانيدن سهل است و اگر صورتى ديگر گرفته و به تصرف قزلباش درنيامده باشد ، هرچند اين معنى ظن ضعيفى است ، پس چرا بايد رفت و بفتح و ظفر اميدوار بايد بود به همين خيال جاسوسى را به طرف قلعه فرستادند ، در اندك وقتى جاسوس مراجعت نموده بر كيفيت حادثه اطلاع داد . فى الفور امير اويس از راه « دروازهء ماشورى » كه پشت قلعه است خود را شباشب باندرون قلعه رسانيده و سجده شكر بجا آورده بفتح و غلبه خود متيقن گرديد و هر برجى بسردارى و هر دروازه‌اى بسالارى مقرر گردانيد و خود روز و شب مسلح و مكمل بر دور قلعه مىگرديد و مردم را تشجيع مىكرد و مىگفت عنقريب فتح و ظفر نصيب من خواهد شد و اين قوم را اگر فتح در نصيب بود قلعهء گرفته را از دست نميدادند . ازين جانب خسرو خان اطراف و جوانب قلعه را بر سپاه قسمت نموده و هر سردارى را در سيبهء مقابل دروازه مقرر نمود چنان كه خود در برابر « دروازهء بابا ولى » فرود آمد و على قليخان حاكم كرمان را در سيبهء برابر « دروازهء خواجه اويس قرن » مقرر كرد و فرقهء گرجيه را كه عمده سپاه او بودند نزد خود در سيبهء « دروازه باباولى » و كوه « چهل‌زينه » تعيين نمود و فرقهء قاجار و غيره سپاه خراسان را در سيبهء « ماشورى » و « دروازه خواجه‌خضرى » نشانيد و به همين ترتيب سپاه او بفكر نقب زدن سيبه و پيش بردن روز و شب سرگرم گرديدند . اما خسرو خان باعتبار غلبهء غرور و بخاطر نياوردن سپاه افغان در امر قلعه‌گيرى مساهله و مماطله مىنمود و بخاطر داشت كه هروقت كه بخواهد باندك توجهى قلعه را مىتواند مستخلص كرد و از طرف افاغنه چون ديدند كه سپاه قزلباش در كمال سستى و بىاعتنائى است چندين بار از قلعه برآمده گاهى در شب و گاهى در روز دستبردهاى نمايان مىنمودند . چنان كه چندين مرتبه بر سيبه‌ها ريخته هر مرتبه صد و دوصد كس از مردم سپاه را بقتل رسانيده همچون برق لامع خود را بقلعه ميرسانيده و از اندرون قلعه نيز شب و روز متواتر و متوالى گلولهء توپ و تفنگ مانند ژاله و برق بر سپاه و لشكر بيرونى ميريخت و هر روز جمعى كشته و زخمى مىشدند و امير اويس به اطراف و جوانب كوهستان بالوس افاغنه خطوط نوشته آنها را تحريض بر دزدى و راهزنى و تاراج نمودن قافله‌ها كه بلشكر و اردوى خسرو خان مىآمدند مىنمود و هرجا كه سپاه خسرو خان براى تحصيل آذوقه به اطراف ميرفت -