تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 450

مساهمون:

ص٤٥٠
يكدسته از سوار نظام گرجى كه در حدود ششصد نفر بودند ، در وقت وقوع اين حادثه در شهر حضور نداشتند . سه روز بعد وقتى كه به شهر مراجعت كردند چون گرگين خان را كشته يافتند ، با دفاع دليرانه‌اى از خود خود را بخراسان « 1 » رسانيده دولت ايران را از سانحهء گرگين خان باخبر ساختند . دولت ايران بعد از سانحه فوق در ازاء آنكه بسركوبى افغانان پردازد با آنها از در مصالحت درآمد و سفيرى نزد ميرويس به جهت سازش فرستاد . ميرويس روى موافقت نشان نداد و بسفير ايران گفت : « ساعت انتقام فرا رسيده تا تلافى نكنيم از پاى نمىنشينيم » . دربار شاه سلطان حسين ناچار شد كه براى تنبيه غليجاييان كيخسرو خان « 2 » گرجى برادرزاده گرگين خان
هامش
( 1 ) - مرعشى مىگويد : « چون اين خبر بلشكر الكسندل ميرزا رسيد آنچه افاغنه همراه او بودند و از توابع ميرويس ، فرار نموده ملحق بفرقه كاكرى شده باتفاق آنها نزد امير اويس آمدند و الكسندل ميرزا با سپاه قزلباش بتعجيل تمام متوجه قندهار گرديد كه شايد قلعه را بتدبيرى بدست آرد . چون بحوالى قلعه رسيد در قلعه را مسدود و دست تصرف خود را از گرفتن آن قلعه كوتاه ديد . لاجرم بيرون قلعه فرود آمد و پيش از آمدن الكسندل ميرزا امير اويس چون توابع و لواحق گرگين خان را با نعش او از ده شيخ همراه خود بقندهار آورده بود به الكسندل ميرزا از روى مكر پيغام فرستاد كه من اين كار را بسر خود نكرده‌ام بلكه وقتى كه در اصفهان بودم امراى پادشاهى مرا نويد حكومت قندهار به شرط قتل گرگين خان داده بودند . الحال من منتظر ورود فرمان ايالت قندهارم و آن عنقريب خواهد رسيد . شما را بهتر آنست كه قبايل و بازماندگان عم خود را با نعش او گرفته باصفهان رويد . الكسندل ميرزا ناچار تن به اين سخن درداده تابوت عم خود را با عورات و قبايل برداشته روانه هرات گرديد . اين وقايع در سال 1122 هجرى وقوع يافته بود . » ( مجمع التواريخ صفحات 7 و 8 ) ( 2 ) - مرعشى عزيمت خسرو خان را بصوب قندهار و شكست ارتش ايران را مفصلا شرح ميدهد و ما براى تبيين امر ذيلا قول او را مىآوريم : بقيه در صفحه بعد - و قليلى از سپاه كه در شهر مانده بودند اكثر در خواب و بعضى نيم خواب حيرت و بهت آنها را در ربوده و تمام قلعه مسخر شد ، هركه دست برآورد كشته گرديد و كشيكچيان بر همه خانه‌هاى سرداران فرستاد آنچه متعلقان گرگين خان بودند همه را حبس و قيد نمود و جميع اموال و اسباب و كارخانجات و نقد گرگين خان را ضبط نمود و به تصرف درآورد و در قلعه را محكم كرد و به اطراف و جوانب نزد قبايل افاغنه و غير آنها ، هركه را گمان معاونتى داشت ، بوعده‌هاى جميل و اميدوارىها بنزد خود طلبيد . »