تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 444

مساهمون:

ص٤٤٤
بعرض شمالى 36 درجه و 20 دقيقه و طول شرقى 45 درجه و 22 دقيقه . به « مرآت البلدان » جلد 1 و « نزهت القلوب مستوفى » و « معجم البلدان » ذيل كلمهء « ابهر » رجوع شود . ( 51 )

ص 3 ، سطر 5 : كزاز

[ ك ز ز ا ز ] ( اسم خاص ) . يكى از دهستانهاى بخش آستانه اراك است كه بين « قره‌كهريز » و « سربند » و وسط بخش آستانه قرار داد . آب و هواى اين ناحيه سردسيرى است « 1 » ( از فرهنگ جغرافيايى ايران جلد 2 ) ( 52 )

ص 3 ، سطر 7 : صاين‌خانى

[ صا ى ن خا نى ] ( اسم خاص ) . نام طايفه‌اى از تركمانانست كه در نواحى قبچاق و استرآباد سكونت داشته‌اند . اين طايفه كمتر مطيع حاكمى شده و فقط گاهگاهى سر باطاعت حكام استرآباد مىگذارده‌اند . « 2 » از حاشيهء نسخهء خطى « ط » و رجوع به « مرات البلدان » جلد اول صفحهء 530 شود . ( 53 )

ص 3 ، سطر 8 : فيلى

[ ف ى لى ] ( اسم خاص ) . نام طايفه‌اى از لران پشتكوه است . در سابق اين نام به تمام لرستان كوچك « 3 » اطلاق ميشد . ( از تاريخ بختيارى سردار اسعد ) . ( 54 )

ص 3 ، سطر 8 : اردلان

[ ا ر د لا ن ] ( اسم خاص ) . نام طايفه‌اى از ايلات كرد ايرانست كه در سنندج مسكن دارند . افراد اين ايل بحسن خلق و جلادت معروفند « 4 »
هامش
( 1 ) - كزاز بدوران صفوى محل ايل بيات مقيم ايران بوده . و اسكندر بيك تركمان مىگويد ده هزار خانه از اين ايل در كزاز و كرهرود سكنى دارند . ( عالم‌آراى عباسى ص 196 چاپ دوم ) ( 2 ) - ميرزا مهدى خان در صفحه 8 ( همين كتاب ) آنها را تابع خوارزم و ساكن قبچاق و جرجان مىآورد . ( 3 ) - سابقا حدود لرستان كوچك از جنوب دزفول و از شمال كرمانشاهان و از مشرق آبدز و از مغرب سرحد عثمانى بود و كبير كوه آن را به دو قسمت پيشكوه و پشتكوه تقسيم مىكرد . ( تاريخ بختيارى ) . ( 4 ) - آقاى پورداود اين كلمه را مركب از « ا ر د » بمعنى درستى و راستى و پارسايى و « لان » مزيد موخر مىدانند . ( از فرهنگ ايران باستان )