« صفى ميرزا نام كه شاهزادگى را جعل كرده مدعى بود كه از اولاد صفويه و از پسرهاى شاه سلطان حسين است و در محاصرهء اصفهان به صورت مبدل بيرون آمده و حال آنكه روزى كه شاه سلطان حسين بفرحآباد نزد محمود رفت اولاد او تمامى در عمارت دمورقاپو بوده مطلقا مذكور نشد كه شاهزاده يا ديگرى از اصفهان گريخته باشد - بهرتقدير مدتى در كوهگيلويه شهرت پيدا كرده و جمعيتى نموده و تاخت و تاز مىكرد و الاغ سوار ميشد و لباس سياه مىپوشيد و ميگفت كه نذر كردهام كه تا افغان را بر طرف نكنم اسب سوار نشوم و رخت سياه را بيرون نيارم . غرض چندى كه در كوهگيلويه بود مشهور بشاهزادهء خرسوار شده تا آنكه نواب سپهرركاب شاه طهماسب ثانى كه در خراسان بود ارقام باهل كوهگيلويه نوشته مردم آنجا او را گرفته بقتل رسانيدند . »
( از « زبدة التواريخ » نسخهء خطى كتابخانهء ملى شمارهء 1266 )
( 48 )
ص 3 ، سطر 4 : ارپهچاى « 1 »
[ ا ر پ چا ى ] ( اسم خاص ) . نام روديست به حد تركيه و روسيه و نزديك قارص كه پس از 80 ميل جريان از شمال بجنوب برود ارس مىريزد . ( از لغتنامهء دهخدا ) .
( 49 )
ص 3 ، سطر 5 : سلطانيه
[ س ل طا نى ى ] ( اسم خاص ) . نام يكى از دهستانهاى حومهء شهرستان زنجان است كه بر سر راه زنجان و قزوين قرار دارد . چمن بزرگ سلطانيه در آنجاست . قصبه سلطانيه داراى آثار باستانى و 34 آبادى بزرگ و كوچك مىباشد .
( از فرهنگ جغرافيايى ايران جلد دوم ) .
( 50 )
ص 3 ، سطر 5 : ابهر
[ ا ب ه ر ] ( اسم خاص ) . نام شهرى است و « اعتماد السلطنه » در وصف اين شهر آورد : ابهر در 60 هزار ذرعى غربى قزوين و چهل هزار ذرعى شرقى سلطانيه واقع است . در ربع فرسنگى شهر قلعه خرابهايست موسوم به « دارا » .
هامش
( 1 ) - اين كلمه « آرپهچايى » نيز آمده است .