( 43 )
ص 2 ، سطر 21 : ابدالى
[ ا ب د ا لى ] ( اسم خاص ) . ابدالى نام طايفهايست كه به هرات سكونت دارند « 1 » . اين طايفه پس از آنكه تسليم نادر شدند در ركاب او سلحشوريها كردند . مشهور است دو نفر از آنها يكى « سدو » از تيره « ماميزايى » و ديگر « احمد » از قبيله « باركزايى » « 2 » شكايت از حاكم خود نزد شاه عباس اول بردند . فصاحت و ذكاوت « سدو » آنچنان در شاه عباس موثر افتاد كه حاكم ظالم را از آنجا برداشت و دو نفر مزبور را بريش سفيدى ابدالى معين كرد . افراد نسل « سدو » بعدها آنقدر نزد افغانان محترم شدند كه اگر يكى از سدوزايىها كسى را مىكشت احدى حق شمشير كشيدن بر او را نداشت . احمد شاه درانى سرسلسله پادشاهان كابل از سدوزايى است و او نام « ابدالى » « 3 » را به « درانى » بر اثر خوابى كه درويشى ديده بود ، گردانيد . « بتاريخ ملكم » ص 258 و 286 و « سايكس » ص 346 و « قاموس جغرافيايى افغانستان » ذيل كلمهء « هرات » و « دايرة المعارف اسلامى » رجوع شود .
( 44 )
ص 2 ، سطر 21 : شيروان
[ شى ر و ا ن ] « 4 » ( اسم خاص ) . نام ناحيتى است وسيع در آنطرف رودخانهء ارس . حمد اللّه مستوفى آرد : از كنار آب « كر » تا « دربند
هامش
( 1 ) - مرعشى مىگويد : « فرقهء ابدالى بسال 1000 هجرى از كوهستان كابل كه مسكن اصلى آنها بوده بسبب بعضى حوادث بحوالى هرات آمده در آنجا سكنى نمودند و بطريق صحرانشينان ييلاق ايشان در حوالى بادغيس كه از سردسيرات آن ملك و در ضلع شمالى است مىبود و قشلاق ايشان در ضلع شرقى هرات كه او به و شاقلان است تا ضلع اسفزار كه آن سبزار مىگويند » رجوع به « مجمع التواريخ مرعشى » ص 19 شود .
( 2 ) - « باريكزائى »
( 3 ) - در تاريخ احمد شاه درانى علت تسميه اين قوم بابدالى چنين آمده است : ابدال لقب يكى از اجداد احمد شاه درانى است . اين مرد مدتها در خدمت خواجه ابو محمد ابدال چشتى سير و سلوك كرد و چون بكمال رسيد آن بزرگوار لقب ابدال را به او عطا كرد و از آن پس اين نام بر او و خاندان او ماند و سرانجام نام آن طايفه شد .
( 4 ) - ضبط صحيح « شيروان » « شروان » [ بفتح شين ] است و خاقانى شاعر معروف منتسب به اين ناحيه است و او در بيت زير اين ضبط را آورده :عيب شروان مكن كه خاقانى * هست زان شهر كه ابتداش شر است .