باب الابواب » ولايت « شروان » مىباشد . شهرهاى آن : باكويه ، شماخى ، فيروز آباد و شابران است .
( از « نزهت القلوب » مقالهء سوم ص 92 ، چاپ ليدن )
( 45 )
ص 2 ، سطر 21 : لكزى
[ ل ك ز ى ] ( اسم خاص ) . اين نام به صورت « لكزى » و « لگزى و « لزكى » و « لزگى » « 1 » نيز آمده است و آن نام قومى است كه بقفقاز سكونت دارند . اين طايفه بر اثر تنگى جا و حمله طوايف ديگر چون ترك و تاتار از داغستان مقر اصلى خود ترك جا كرده و بنواحى گرجستان و قومان و نقاط ديگر قفقاز رفتهاند . بعضى از جغرافيانويسان نام « آوار » را كه متعلق بيك قبيله آنهاست باشتباه اطلاق بر همهء اين طايفه كردهاند . اين طايفه مركب از 50 تيره و بسيار زيرك و جسور مىباشند .
( از قاموس الاعلام تركى )
[ ص 3 ]
( 46 )
ص 3 ، سطر 2 : جوانكى « 2 »
[ جا ن كى ] ( اسم خاص ) . نام تيرهاى از هفت لنگ بختياريست كه بشمال خاورى اهواز بين ايزه ( ايذه ) و بهبهان و رامهرمز و هفتگل قشلاق دارند . اين طايفه بسيار شجاع و بقديم مصدر شرارتها و طغيانهايى زيادى در صفحات جنوب شدهاند رجوع به « عالمآراى عباسى » چاپ دوم صفحات 503 ، 525 و « فرهنگ جغرافيايى ايران جلد ششم » و « تاريخ بختيارى سردار اسعد » صفحات آخر شود
( 47 )
ص 3 ، سطر 2 : واقعهء سلطان محمد ميرزا مشهور بخرسوار :
« زبدة التواريخ » او را صفى ميرزا ذكر كرده و سبب ملقب شدن او را به خرسوار چنين آورده است :
هامش
( 1 ) - در متن هر دو ضبط « لكزى » و « لگزى » رعايت شده است
( 2 ) - ضبط اين كلمه در « فرهنگ جغرافيايى ايران » و « تاريخ سردار اسعد » بدون « واو » آمده ولى در « عالمآرا عباسى » و منتهاى « جهانگشا » با « واو » ضبط شده است چون حدس واو معدوله بودن آن ميرفت ضبط قديم ( ضبط عالمآرا ) رعايت شد .