تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 440

مساهمون:

ص٤٤٠
او را آخرى نيست ، جاويد . ( 37 )

ص 2 ، سطر 11 : نهانخانه

[ ن ها ن خا ن ] ( اسم مركب ) . خلوت‌خانه ، جاييكه در زير زمين مىسازند جهت نشستن در هواى گرم ، مخزن . ( از ناظم الاطباء ) . ( 38 )

ص 2 ، سطر 11 : ابداع

[ ا ب د ا ع ] ( مصدر باب افعال ) . نو بيرون آوردن . ( از منتهى الارب ) . ( 39 )

ص 2 ، سطر 11 : دست‌پرور

[ د س ت پ ر و ر ] ( اسم مفعول مركب مرخم ) دست‌پرورده ، تربيت‌شده . ( 40 )

ص 2 ، سطر 11 : استفاضه

[ ا س ت فا ض ] ( مصدر باب استفعال ) . طلب فيض كردن . ( از اقرب الموارد ) . ( 41 )

ص 2 ، سطر 11 : جزيل

[ ج ز ى ل ] ( صفت مشبه ) . كثير ، بسيار فراوان . ( از منتهى الارب ) . ( 42 )

ص 2 ، سطر 21 : غليجايى

[ غ لى جا يى ] ( اسم خاص ) . اين كلمه بصور « غليجايى » و « غلجه‌اى » و « قلزايى » و « غليزايى » و « غلزهء » آمده و نام طايفه‌ايست كه در قندهار زندگى مىكنند و ييلاق و قشلاقشان بحوالى آنجاست . در زمان سلطان محمود بعضى از اثقال و احمال او بوسيله اين طايفه غارت شد و بر اثر آن تعداد زيادى از آنها از دم تيغ او گذشتند . در دورهء تيمور نيز قدرت و قوت اين طايفه قابل ملاحظه بود و طبق مداركى كه در دست است غليجائيان در اواخر صفويه با دربار دهلى سر و سرّى داشتند و بتحريك و توطئهء آنجا عليه حكومت مركزى ( ايران ) بتحريك مشغول شدند كه سرانجام بقيام ميرويس كشيد . دو تيره‌هاى « توخى » و « هوتكى » متعلق به اين طايفه‌اند . بتاريخ « سرجان ملكم » جلد اول ص 286 و « تاريخ ايران سايكس » ص 341 و « قاموس جغرافيايى افغانستان » ذيل كلمهء « قندهار » رجوع شود .
جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 440 | ميرزا مهدي خان استر آبادى