تبيين اين مقال آنكه : دو نفر از اولاد چنگيزيه ميباشند كه يكى بسلطنت ختا 1373 و ديگرى بپادشاهى ختن 1374 منسوبند ، و درين اوان چون آوازهء عظمت و صولت وصيت قدرت و سطوت شاهنشاهى ، كه در اطراف و اكناف عالم پيچيده در آن ممالك نيز اشتهار يافته ، پادشاه مزبور در مقام مجانست و موانست « 1 » درآمده سه نفر از معتبرين دولت خود را فرستاده ، راه دوستى گشاد . مضمون نامه اينكه : از امر سلطنت و پادشاهى آن حضرت ، كه به حكم مالك الملك لم يزل « 2 » اتفاق افتاده ، بسيار خوشحال ميباشيم ، در عالم اتحاد و يكدلى و رابطهء ايلى ، از ايلاتى كه در حوزهء اقتدار ما ميباشند ، هرقدر كه در كار ما مىباشد ، براى خدمت آن دولت مهيا و حاضر خواهند بود . و نيز ايلچيان شفاها بعرض اقدس رسانيدند كه بعضى ممالك ما بين ختن و توران واقع است و ايلاتى ، كه در آن ميان هستند ، طريق خدمت نميسپارند ، چون اختيار مملكت توران با حضرت شاهنشاهى است لذا از جانب آن جناب فوجى تعيين شود كه اهل و مملكت را ، كه متعلق بتوران زمين بوده ، وضع ، و متعلقات اين دولت را به اين دولت واگذارند ، كه بىغايلهء اشتباه حد و سنور دولتين معين باشد . چون موكب همايون عازم خراسان بود ، راى اقدس باينقرار گرفت كه بعد از ورود بخراسان جمعى را بجهة انجام اين امر معين و روانه فرمايند . جواب محبتانگيز اشفاقآميز بشاه والاجاه مزبور مرقوم و نه رأس « 3 » اسب با شمشير و يراق طلا و باقى نفايس به جهت شاه والاجاه مذكور ارسال ، و ايلچيان را رخصت انصراف عنايت فرمودند . سابق نگارش يافت كه عليقلى خان را بسبب صدور نافرمانى « 4 » طايفهء يموت و خوارزم مأمور بتنبيه آن جماعت فرموده بودند . حقيقت حال
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ح » : « در مقام بندگى و دوستى »
( 2 ) - در نسخهء « ح » : « به حكم خداى يگانه »
( 3 ) - در نسخهء « ح » : « نه توقوز »
( 4 ) - در نسخهء « ح » : « بسبب حدوث سركشىها »