و يكم ماه مذكور بود ، چاپار و عريضه از جانب نصر اللّه ميرزا رسيد مشعر بر اينكه سرعسكر جانب ديار بكر اولا حاكم به سمت بابان و شهر زور فرستاده ، سليم خان حاكم بابان او را مدخل نداده ، او كوچ و بنهء خود را در قلعهء سورداش متحصن ساخته ، خود با رؤساى اكراد به خدمت شاهزاده پيوسته ، از آن طرف سر عسكر مزبور با احمد اردلانى طوايف اكراد به لباس را جمع ، و با جمعيت موفور عازم موصل گشته ، از اين طرف نيز شاهزاده به قصد مقابله رايت عزيمت افراخته ، در حوالى موصل تلاقى فريقين واقع ، و بمحض تهاجم جنود مسعود شكست بر عسكر روميّه افتاده ، جمعى كثير از آن جماعت قتيل و گرفتار و سرعسكر با بقيّة السّيف سالك طريق فرار گرديده است .
پس خديو بيهمال فى الحال بشكرانهء ايزد متعال پرداخته ، نوشتهء شاهزاده را مصحوب يكى از گرفتاران روميّه بجانب اردوى سرعسكر فرستاده ، هنوز آن شخص داخل اردوى او نشده بود كه كوكبهء سپهدار اردوى ، يعنى آفتاب گيتىافروز ، عزيمت بملك شام نموده ، مقارن آن انقلاب و آشوب در ميان اردوى روميه بهمرسيد و گرد بر فلك تيزگرد آغاز صعود كرد و معلوم شد كه سرعسكر جليل الشان ، كه در كمال قوت و توان بود ناتوان گشته ملك هستى را وداع و با دهردون ترك نزاع كرده است ، عساكر روميه چون خود را بىسر ديدند بىدست و پا گشته ، سراسيمه پا بگريز برداشتند . قشون - هايى كه در اطراف عسكر روميه بودند فى الفور بايشان درآويخته ، جمعى را مقتول و تمام توپخانه و خيام و اسباب آن جماعت را ، كه برجا مانده بود ، بحيطهء ضبط و تصرف درآوردند . فوجى از جنود نصرتنمود از جانب اردوى همايون بعزم تعاقب اسب جلادت برانگيخته تا ارپهچاى همهجا آن جماعت را ، كه فوجفوج مشغول فرار بودند عرضهء شمشير ساخته ، ده دوازده هزار نفر از ايشان را بر خاك هلاك انداخته ، پنجهزار نفر متجاوز با چند نفر از پاشايان
جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 409
مساهمون: ميرزا مهدي خان استر آبادى
ص٤٠٩