يكن محمد پاشاى سرعسكر نيز با صد هزار سواره و چهل هزار پيادهء ينگچرى و استعداد تمام روز دهم بعد از ظهر آمده ، در دو فرسخى اردوى همايون دامنهء كوه را محل نزول ساخت و خيام اقامت افراشته باستحكام مكان و احداث سنگر و منطريس پرداخت . * پس روز چهارشنبهء يازدهم از طرفين تسويهء صفوف و تسويد الوف گشته ، نايرهء بلا بالا و آتش طعن و ضرب دامن چرخ معلّى گرفت . * « 1 » بعد از حملات متواتره بتقدير خداى قادر شكست بر لشكر عثمانى افتاده ، جمعى كثير از آن جماعت بقتل رسيدند و سرعسكر بلشكر خود تحصّن جست ، و بسبب ظلمت شب رايات ظفرآيات نيز بمقر جلال منصرف گشته « 2 » جمعى از جيوش درياخروش بمحافظت طرق سمت قارص و حراست اردوى سرعسكر مأمور شدند و راه تحصيل غلّه و ذخيره بر عسكر عثمانى مسدود شد ، و هر روزه جمعى از قشون روميه در حوالى اردوى او عرضهء تضييع ميگشتند ، و از هر جهة عرصه بر سرعسكر تنگ گشته ، دانست كه تيغ زنان او مردان ميدان خصم نيستند . لذا بنا را بجنگ طور فرنگ گذاشته ، هر روزه به قدر ربع فرسخ با سواره و پياده سنگر و منطريس 1370 ترتيب داده ، دليرانه پيش آمد ، تا اينكه به چند كوچ بنيم فرسخى اردوى همايون رسيد و رايت توقف برافراشت .
همانشب جمعى از سپاه كينهخواه باشارهء و الا برسم شبيخون بحوالى اردوى روميه رفته ، ولوله و انقلاب به حال ايشان افكندند « 3 » . آن شب تزلزل باحوال عسكر راه يافته جمعى فرار كردند . سرعسكر چون حال را بدينموال ديد با اعيان عسكر عثمانى طرح مشاركت افكنده ، بنا گذاشت « 4 » كه همان شب با سواره و پياده باردوى معلّى شبيخون زند . عصر آن روز ، كه جمعه بيست
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ح » عبارت بين دو ستاره چنين است : « پس روز چهارشنبه بين طرفين آتش بلا بالا گرفت . »
( 2 ) - در نسخهء « ح » : « بمستقر عز و جلال عطف عنان كرد . »
( 3 ) - در نسخهء « ط » : « شور و شر به حال ايشان افكندند . »
( 4 ) - در نسخهء « ح » : « قصد آن كرد . »