تركستان نامزد شده بود بگلولهء تفنگ زخمدار ، و از ملاحظهء اين معنى تزلزل در احوال مريدان سستاعتقاد راه يافته ، فرار و درويش مزبور در آستانهء شاه مردان به صورت اول مانده ، عصمت اللّه بعد از دو روز بار سفر بسته به راه جهنم ايلغار ، و خواجه نعمت متولى آستانهء مزبور فرصت يافته با جمعى از غازيان درويش نامقيّد را مقيّد ساخته ، نزد والى آورد . جمعى كه مانند هواى باطل در سر او بودند متفرق ، و از اشرار نيز ، كه محرك فساد بودند ، جمعى دست - گير شده ، بمعرض سياست درآمدند . امر همايون صادر شد كه سرداران سابق سررشته كار را از دست نداده ، به همان ضابطهء مقرّره عازم مقصد و باتفاق والى بتنبيه اشرار و مفسدين ، كه در چنين امر بىپايه هنگامهطلب گشته و فتنه بر انگيختهاند ، مشغول و آن گروه را تأديب بليغ نمايند . چون بنهجى كه سبق ذكر يافت ، اوسمى بجانب آوار آواره گشت و قلعهجات و مساكن ايشان با خاك يكسان و تمامى محال داغستان قريهبقريه و محلبمحل پايمال سم ستوران دلاوران و دست فرستودهء تطاول غازيان گرديد . شمخال و سرخاى ، كه بزرگ داغستان بودند ، با جمعى سركشان از غاشيهكشان ركاب و ملتزمان خدمت و اطاعت گشته ، تمام حكام و اعاظم قومان 1314 و نقاى 1315 و چركس ، كه در هيچ عهد مطيع و فرمانبر نبودند ، قلّاده انقياد به گردن گرفتند . و نيز در خلال آن حال از جانب سلطان محمود خان پادشاه سكندر جاه روم نامهاى رسيد مشعر بر اينكه : * از جانب آن دولت * « 1 » از قبول تصديق مذهب جعفرى و دادن ركن كعبهء معظمه ، كه مخصوص نماز اهل ايران باشد ، عذرخواهى كرده اظهار نموده بودند كه در ازاى اين دو مطلب امر ديگر از آن حضرت خواهش شود . در سال گذشته در حينى كه افنديان از دربار عثمانى براى همين معنى آمده بودند بتوسط ايشان صريحا بپادشاه سكندر جاه روم نوشته شد كه مهيّا و مستعد باشد كه بعد از انجام امور داغستان متوجه روم و عازم آن مرز و بوم خواهيم شد . درين
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ط » عبارت بين دو ستاره وجود ندارد .