تفويض ، و قامت ايشان را بخلاع نوازش و اصطناع آراستند .
چون حيات اللّه خان ، ولد زكريا خان ناظم صوبهء لاهور و ملتان در سفر شاهجهانآباد از ملتزمان ركاب اقدس و بنيابت والد خود بصوبهدارى ملتان فائز و روانهء ملتان گشته بود ، درين اوقات بموجب امر همايون مجددا در لاركانه به خدمت و الا پيوسته و در سفر عمركوت نيز طريق ملازمت پيمود . در حينى كه موكب منصور از لاركانه عازم عمركوت ميشد ، فرمان همايون با حضار زكريا خان اصدار يافت ، و درين اوان كه انصراف موكب همايون از عمركوت اتفاق افتاد ، زكريا خان بموجب حكم اشرف شرفاندوز تلثيم عتبهء سعادت مشمول و مسؤولات والد و ولد از حضرت خسروى بعز حصول موصول گشت ، و در باب خدمت و انقياد حضرت محمد شاه تأكيدات مؤكده و سفارشات بليغه فرموده ، در باب حيات اللّه خان ، كه استدعاى غلامى خديو گردون غلام كرده بود ، او را به شاهنواز ملقب فرموده ، رخصت انصراف دادند . در آن مكان عريضهاى از جانب محمد تقى خان بيگلربيگى فارس رسيد ، كه آمدن به سمت سند ميسر نشده ، وارد كيج 1243 مكران 1244 ، و در آنجا ملك دينار حاكم آنجا در مقام قلعهكشى برآمده ، مشار اليه فوجى را بر سر قلعهء او تعيين نموده ، بر او مسلّط و او را بحلقهء اطاعت درآورده است . بنابر احتياط از جهت انقضاء موسم دريا ، غرابات را از روى دريا به بندرعباسى برگردانيده ، و خود در كيج مكران توقف دارد . حكم و الا صادر شد كه چون كار سند بر وجه اتم و اكمل فيصل يافته « 1 » ، قشون را مرخص ساخته باستعجال وارد درگاه سپهر تمثال « 2 » شود . چند روز بنظم مهمات آن سرزمين و انجام امور آن عرصهء سپهر تزيين پرداختند . هرچند كه كاميابان ميوهء كامرس جهانبانى ، كه كليد باغ كامرانى عرصهء جهان در دست باغبان اقتدار ايشانست ، هيچوقت از لذتاندوزى ميوههاى رنگارنگ متلذذات
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ح » : « چون كار سند به خوبى انجام يافته بود . »
( 2 ) - در نسخهء « ح » : « اقتدار »