جسمانى و سير بستان سراى مشتهيات نفسانى فارغ نيستند . اما دو چيز بيشتر از ساير حظوظ مرغوب طبع اين خديو كامياب مىباشد ، از جنس فواكه خربزه است كه به آن رغبت تمام دارند ، چنان كه در ايام توقف در بغداد مكرر از كاريز عباسآباد 1245 هرات ، كه فاليز 1246 آن را مرتبهء مزيت بفاليز تمامى بلاد است خربزه به بغداد مىآمد ، و در اوانى كه رايات عاليات در ممالك هندوستان ميبود ، از بلخ و هرات و مرو شاهجهان ، اين قافلهء حلاوت در راه ، و مطاياى 1247 كوهپيكر گرانبار از خربزههاى نفيس آن بوم و بر پربار گشته ، چاشنىبخش ذائقهء دور و نزديك بندگان درگاه بود . ديگر اسب خوبست كه پيوسته مرضى رائض رياضتكش طبع همايون مىباشد ، و چون اين معنى مفهوم آشنا و بيگانه ، و معلوم دوست و دشمن گشته ، فرماندهان اطراف اسبان تازىنژاد را پيش خرام كاروان پيشكشهاى خود ساخته ، باينوسيله راه تقرب مىپويند و بآستان خوانين سجدهگاهش توسل مىجويند .
در ايام توقف موكب و الا در سند ، فرستادهء شاه والاجاه محمد شاه با تحف و هداياى مرغوب وارد درگاه جهانپناه گشته ، چون شاهزاده رضا قلى ميرزا نيز در خلال اينحال اسبان ممتاز و والى بلخ نوباوهء خربزه از بلخ برسم پيشكش تقديم خدمت خديو گردونفراز نموده بودند ، چند سر اسب كوهتوان با دويست بار شتر خربزهء بلخ به جهت سركار پادشاه والاجاه هندوستان ارسال داشته ، و فرستادهء آن دولت را معزز ساخته ، رخصت انصراف دادند .
در بيان انصراف موكب همايون بجانب ايران و عزيمت به سمت بخارا و ساير ممالك تركستان و تسخير آن كشور نزهتبنيان :
بعد از انجام كار هند و فراغ از نظم مهمات سند « 1 » ، ميان همت بتسخير ممالك توران بسته ، فرامين قضاآيين بنفاذ « 2 » پيوست كه در جميع ممالك
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ح » : « ممالك سند »
( 2 ) - در نسخهء « ح » : « نگاشته شد . »