ربّ قدير 1237 مخالفان دولت را گرفتار كمند تقدير نموده ، خواهى نخواهى بدست مىدهد . خدايار را قلعهء مزبور تيهء 1238 حيرت و مجلس غفلت گشته ، بعد از آنكه گرد موكب فلك كوكب غبار ديدهء مرادش شد ، استنباط ورود رايات عقابپيكر نموده مانند مرغ پركنده و طائر بال افكنده از قفس قلعه بر گوشهء بام فرار جسته ، آغاز پر افشانى نمود . شاهبازان اوج دشمن شكارى ، كه پيشتازان لشكر جلادتاثر بودند . در خارج قلعه به او رسيدند ، او مانند صعوهء پر شكستهبال تدبير را بسته ديده ، و خود را بقلعه رسانيد و بعد از لمحهاى به غير از اينكه از صدمهء چنگل شاهين حوادث بآشيان خفض 1239 جناح 1240 گزيند ، و راه نجاتى براى خود گمان كند ، چارهاى نديد و با رؤسا دست بدامن استيمان زده ، بپابوس اقدس سرافرازى جست . و تمامى خزائن و سيم و زر و شدههاى لآلى و گوهر ، كه در زواياى زمين پنهان بود ، بحيطهء ضبط درآمد . بهرجهت يك كرور متجاوز بتحويل گنجوران كنوز عامره انتقال يافت . پس از آن موكب همايون روز پنجم ذيقعده از عمركوت عطف عنان كرده ، خدايار خان هم برسم حبس « 1 » بهمراهى ركاب نصرت انتساب مأمور گشته ، در شانزدهم ماه مزبور بتأييد خداى غفور با فتح و فيروزى وارد لاركانه شدند .
در ذكر وقايع پيچىئيل مطابق سال هزار و صد و پنجاه و دو هجرى .
سلطان زرينافسر نيّر اعظم ، روز جمعهء بيست و يكم شهر ذيحجة - الحرام سنه 1152 هجرى ، مربّعنشين تختگاه حمل گشته « 2 » ، عندليب باغ ، كه از خدا آباد چمن مانند مرغ آشيان گم كرده سرگردان كوى حرمان ميبود ، باز با هزار نواصيت نواى كامرانى را در اطراف باغ بلند آواز ساخت . فاختهء زار ، كه در حسرت دار الملك گلشن كوكوزنان مىگشت ، بطوق بندگى سرو
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ح » : « گرو »
( 2 ) - در نسخهء « ط » : « بر تخت حمل نشست » .